دانلود کتاب صوتی فروهر و نگاره های آن



وقت نداری کتاب بخونی؟حوصله نداری کتاب بخونی؟چشمات ضعیفه؟خب همه این مشکلات راه حل داره

کتاب رو گوش بده ما برات کتاب رو می خونیم

هدف ما آگاهی شما هم وطن گرامی از گذشته

باشکوه میهن عزیزمان ایران است

 

 دانلود کتاب صوتی فروهر و نگاره های آن

  • نويسنده: آناهید خزیر
  • راوي: فرید حسینی

6621Faravahr va Negarehaye An دانلود کتاب صوتی فروهر و نگاره های آن   آناهید خزیر

اجرا و موسیقی:  فرید حسینی  زمان کل: ۴۶ دقیقه

تهیه کننده : مهدی شریفی

کتاب «فروهر و نگاره آن توضیح می‌دهد که در باور ایرانی و در دین زرتشتی، هرگز اهورامزدا صورت خارجی و جسمانی ندارد و انتساب این نقش و نگاره به بزرگ دانای هستی‌بخش، صحیح نیست. نشان‌واره فروهر که رد پایش تا دورترین روزگاران تاریخی ما می‌رسد، به چه معناست و اجزای آن چه مفهومی را بازگو می‌کنند؟ کتاب «فروهر و نگاره آن»، کوششی برای پاسخ دادن به این پرسش است و توضیح می‌دهد که «در باور ایرانی و در دین زرتشتی، هرگز اهورامزدا صورت خارجی و جسمانی ندارد و انتساب این نقش و نگاره به بزرگ دانای هستی‌بخش، صحیح نیست» از دیرباز نگاره و نشان واره‌ای وجود داشته است که پیکره مردی را تصویر می‌کند که بال‌های گشوده‌ای دارد و دو رشته آویخته در دو سوی او دیده می‌شوند. میانه آن مرد را دایره‌ای در برگرفته است و در دست او حلقه‌ای دیده می‌شود. این نگاره، «فروهر» نام دارد و نشان‌واره دین زرتشتی است، اما مشکل این‌جاست که برخی به نادرستی آن را انگاره «اهورامزدا»، خدای یگانه هستی‌بخش گمان می‌برند. امروزه این نگاره بین زرتشتیان، نمایانگر شکل فروهر است و به عنوان نشان‌واره دین زرتشتی به کار می‌رود. این نگاره، پیشینه‌ چندین هزار ساله داشته و شبیه آن در جاهای دیگر و نزد قوم‌های دیگر نیز دیده شده است.

شکل کنونی این نگاره در سنگ نبشته‌های هخامنشی و برفراز سر پادشاهان دیده می‌شود. در آن هنگام، نخست به گونه‌ شاهینی بود که بدنی از انسان هخامنشی داشت، پس از آن بال و دم و دیگر بخش‌های این پرنده نیز بر پایه باورهای زرتشتیان تکمیل و مهر رسمی داریوش و دیگر پادشاهان هخامنشی شد. از آن پس در سرتاسر تخت جمشید و نقش رستم و بر بالای همه‌ سنگ نوشته‌ها، به عنوان نماد دولت هخامنشی در سینه کاخ‌ها و کوه‌ها کنده شد. این نگاره بسیاری از مفهوم‌های آموزش داده شده‌ اشو زرتشت را داراست. در نگاه نخست، پیرمردی با لباس آراسته را می‌بینیم که با اندامی برافراشته ایستاده است و با سری پوشیده، رو به سوی خاور، به گونه پرنده‌ای باشکوه و پرتوان، با بال‌های گشاده در حال پرواز و در حال عبور از حلقه‌ای است که در میان دارد. حلقه‌ مهر (پیمان) را در دست چپ گرفته و با دست راست در حال نیایش اهورامزداست. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

دانلود با لینک مستقیم:

دانلود (حجم: ۶٫۳MB)

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)

دانلود کتاب صوتی امپراتوری ایران

وقت نداری کتاب بخونی؟حوصله نداری کتاب بخونی؟چشمات ضعیفه؟خب همه این مشکلات راه حل داره

کتاب رو گوش بده ما برات کتاب رو می خونیم

هدف ما آگاهی شما هم وطن گرامی از گذشته

باشکوه میهن عزیزمان ایران است

دانلود کتاب صوتی امپراتوری ایران


  • نويسنده:  دان ناردو
  • مترجم:  مرتضی ثاقب پور
  • راوي: فرشاد حیدری

Emperaturiye%20IRAN دانلود کتاب صوتی امپراطوری ایران   دان ناردو

تهیه کننده: مهدی شریفی      زمان کل: ۳ساعت و ۲۹ دقیقه

تاریخ امپراتور ایران کتابی بسیاری خلاصه دربارهء امپراتور ایران قبل از اسلام،که البته نظر مؤلف بیشتر حول محور حکومت را نیز به اختصار به تفسیر می‌کشد.بر این اساس باید گفت‌ که مؤلف تاریخ امپراتوری ایران در پی آن نبوده است که مسئله‌ای‌ مبهم یا تاریک را در این دوره روشن کند و بر نقطه‌های تاریک آن‌ روشنایی تازه‌ای بیندازد.بنابراین نمی‌توان در این کتاب،نظراتی‌ قاطع یافت.مؤلف تنها به این اکتفا کرده که تاریخ هخامنشیان را به‌ طور گذرا تشریح کرده و نگاهی اجمالی به آن بیندازد.

مؤلف در پیشگفتار،بحثی را پیش می‌کشد که به تعبیری نقد و بررسی منابع تاریخ ایران در دورهء هخامنشیان است عنوان‌ پیشگفتار«آیا یونان خوب و ایران بد بود»خود،سرآغازی است بر اینکه،آیا ما براساس منابع یونانی که منحصرا منابع تایخ ایران تا قبل از کشف کتیبه‌های میخی هستند،باید ایران را بد و یونان را خوب‌ بدانیم؟آیا چون ایرانیان،توسط دشمنانشان،به زشتی توصیف‌ شده‌اند ما نیز باید آنها را بر همین اساس بشناسیم؟ سرآغاز پیشگفتار با سخنانی از ایسوکواتس،(سخنور یونانی در سال ۳۸۰ ق.م.)و ارسطو(فیلسوف یونانی)شروع می‌شود که همه‌ ملل غیر یونانی را برده پنداشته‌اند.بندگانی که بر متحدان آنها (یونانی آسیای صغیر)تسلط یافته‌اند.به اعتقاد مؤلف،ارسطو اعتقاد داشت که حکومت یونانیان بر بربرها امری طبیعی و حکومت‌ بربرها بر یونانیان غیر طبیعی است. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

دانلود با لینک مستقیم:

دانلود بخش اول (حجم: ۵٫۵MB)

دانلود بخش دوم (حجم: ۹MB)

دانلود بخش سوم (حجم: ۱۲MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: ۶٫۲MB)

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)

پاسخ به سوالات مشترکین (یک جوغان بر روی سنگ تخت)


پاسخ کارشناسی به سوال مشترک باشگاه : آقای رضا

کد اشتراک : SKxxxx

با سلام و عرض ادب
جناب استاد باقری عکس جوغان را از زوایای مختلف برایتان ارسال نموده ام خواهشمند است پس از بررسی در صورت امکان لطف نموده و مکان دفینه مورد نظر را اعلام کنید.من دستگاه یا...ندارم که بتونم جای دقیقش رو متوجه بشم,ممنوم میشم اگر لطف کنید و یک یا چند مکان احتمالی را نشان دهید. منتظر جواب از جانب جنابعالی هستم و پیشاپیش از لطف شما سپاسگذارم










دوست گرامی،
این حکاکی و جوغان نشانه چند قبر مهم ، خصوصا یک قبر بسیار با ارزش بوده و دارای دفینه می باشد.
لذا برابر علائم و محلهای مشخص شده زیر می توانید حفاری نمایید و به نظر من بهتر آن است که دقیقا محل قبر شماره 1 ابتدا حفاری گردد.

این قبرها دارای عمق زیادی نمی باشند و احتمالا قبر شماره یک کمی عمیق تر می باشد. موفق باشید


پاسخ کارشناسی به سوال مشترک باشگاه: آقای محمدی



پاسخ کارشناسی به سوال مشترک باشگاه: آقای محمدی


با سلام به خدمت استاد گرانقدر جناب آقای باقری

ضمن تشکراز مطالب ارز شمند سایت و وبلاگ خوبتون ،

احتراما چند عکس ارسال می کنم در صورت امکان راهنمایی بفرمائید  بر روی تصاویر موقعیت آنها را نوشته ام تصویر 2 بر روی نوک کوه حکاکی شده تصویر 3 جوغان با فاصله حدودا 15 متری  تصویر 2  کنده شده است  ضمن تشکر  خواهشمندم از قراردادن همه تصاویر خصوصا تصاویر1, 2, 5, 7 بر روی سایت خود داری فرمائید ( مزید امتنان خواهد بود) مجداد تشکر می کنم.






دوست گرامی
عکسهای شما دارای توضیحات درست و جامع نمی باشد و آدم رو سر در گم می نماید ولی محل مذکور 100 در 100 دارای دفینه است و آن سنگ حکاکی شده (2) یک نماد دینی و حکومتی می باشد و به سمت نگاه و دست انسان بروید تا نشان بعدی را بیابید و سپس چنانچه نشان جوغان فوق باشد به سمت جلو مجددا حرکت نمایید تا نشان بعدی را بیابید و نهایتا اگر به تصویر جوغان های پهلوی سنگ که در فوق مشاهده می نمایید رسیدید درست جلو و زیر آن را حفاری نمایید.

شما آنجا کاری سخت در پیش دارید و عمق اتاقها (احتمالا 2 اتاق و حداکثر 3 اتاق) بسیار زیاد است و در زمان حفاری شما علائم لازم را مشاهده خواهید نمود.

و آخر اینکه اون قسمت حوض مانند در عکس 7 محلی است که از آنجا سنگهایی مکعبی بریده شده و در امارت زیرین مورد استفاده قرار گرفته است و توجه داشته باشید که پس از رسیدن به اتاق خالی اول یا نمازخانه و نیایشگاه، شما نا امید نشوید ، چرا که دو اتاق مستتر در دیواره های آن باید بیابید که یکی مقبره و دیگری محل هدایا و امانات است. موفق باشید

   وصیت نامه داریوش کبیر به خشایار شا



وصیت نامه داریوش کبیر به خشایار شا

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جزو امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند .
جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست.
البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده بودن این مقدار زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم .
چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود .
و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما .
به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست .
چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.

کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ، به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی .


توجه کنید : همان کانالی که بعد از دو هزار و دویست سال ، بعنوان کانال سوئز توسط اروپایی ها ساخته شد .

و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند .
ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران.
هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .

بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ،
اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم ، پس مردم و خود تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند،
اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قاعده این است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود .
در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت ، برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت .
ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضرند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است .


رمزنامه گنج ور



   سوال مطرح شده توسط : zirak   

استاد سلام خسته نباشید،

قیمت این کتاب چقدر است و در مورد کدام بخش از گنج یابی میباشد؟



قیمت این کتاب برای مشترکان 300 هزار تومان و تمام رنگی بوده و در مورد رمزگشایی و تفسیر کامل علائم و نشانه ها و کدهای دفینه های دوره اسلامی، تمامی ادیان میباشد.
این کتاب یکی از نفیس ترین کتب رمزگشایی بوده و شامل توضیحاتی ظریف و جامع به همراه راهنمایی ها و راه حل هایی دقیق و بی نظیر در گنج یابی میباشد.
این کتاب در برگیرنده تجارب شخصی بنده به همراه متونی از کتب خطی قدیمی و نایاب می باشد و فقط مختص اعضاء باشگاه می باشد.

  این کتاب به هیچ عنوان به افراد متفرقه فروخته نمی شود   و به غیر از اعضاء و مشترکان، فقط به دانشجویان و اساتید رشته های مرتبط ارائه خواهد شد.




پاسخ کارشناسی به سوال مشترک باشگاه: آقای کریمی


سلام آقای باقری

کریمی هستم با کد اشتراک KM3xxx میخواستم نظر شما رو درباره این عکسها بدونم . با تشکر و آرزوی سلامتی برای شما .








دوست گرامی
به شما بخاطر تشخیص های صحیح و دقت نظرتان تبریک می گویم و امیدوارم در اولین زمان ممکن به حق خود برسید و باید عرض کنم که محل مورد وصف یک قبرستان باستانی است و شما بهتر است یکی از مواردی را که روی عکسها نشان داده اید، حفاری نمایید تا تکلیف دوره باستانی این قبرستان معلوم گشته و شما بتوانید، بهتر کار را ادامه دهید.
ضمنا پیشنهاد من این است که ابتدا مورد عکس شماره دو که درست در ابتدای شیب تند می باشد را حفاری نمایید و ضشمنا توجه داشته باشید که از نظر بنده احتمالا قبرستان مذکور ساسانی بوده و عمق قبور آن بسیار کم می باشد (بین 140 تا 180 سانتیمتر)

هنر ایران در عهد هخامنشیان


هنر ایران در عهد هخامنشیان

هنر ایران در عهد هخامنشیان عمدتا بر پایه ی بزرگداشت مقام پادشاهان این سلسله استوار بوده است. هنر این عصر ترکیبی است از هنر اقوام گوناگونی که تابع پارسیان بوده اند و هخامنشیان با بهره گیری مناسب از این هنرهای مختلف و ریختن کلیه جلوه های هنری اقوام و ملل مختلف در یک قالب به هنر خود اعتلا بخشیده اند. علاوه بر بزرگداشت شاهان، اجرای مناسک و آیین زرتشتی نیز از مظاهر اصلی هنر در این دوره است که سبب ایجاد نوعی سمبولیسم هنری در آثار هنری هخامنشیان شده است. از دیگر جلوه های هنری این دوره رواج هنر کنده کاری، حجاری، پیکر تراشی، فلزکاری، کاشی سازی و قالی بافی است . آثار برجا مانده عمق پیشرفت هنرمندان ایرانی را در این رشته های هنری به تصویر می کشند. نقش برجسته های تخت جمشید نیز در زمره ی گنجینه ی هنر دوره هخامنشی به شمار می روند که هر یک مجموعه ای از تصاویر غنی و نقوش دوران هخامنشی را به نمایش می گذارند و علاوه بر آن گویای بسیاری از آداب و رسوم رایج در دربار هخامنشی اند.

Image20058 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
در نقش برجسته های تخت جمشید صحنه هایی از مراسم و مناسک رایج در پایتخت شاهان هخامنشی وجود دارد که عموما پیکره ی پادشاه، کانون اصلی هر صحنه است. در این کنده کاری های زیبا که بر دل کوه نقش بسته دسته های آورندگان هدایا، صحنه بار عام پادشاه و دیگر نقوش برجسته ی مربوط به آرامگاه به نمایش گذارده شده است . این کنده کاری کاری ها درعین حال که همگی حکایت از تبحر و مهارت سنگ تراشان دارند هر یک گوشه ای از مراسم و وقایع سیاسی مذهبی آن دوران را به نیز نمایش می گذارند. ویژگی این آثار بیشتر در آن است که نشان می دهد هنرمندان پیکر تراش روزگار هخامنشی به طور کامل در خدمت اجرا و طرح نقوش خود بوده و مجالی برای بروز تمایلات شخصی خود نداشتند و به عبارت دیگر، کاملا مطیع به شمار می رفتند.
آثار فلزکاری نیز در این دوره ، برجسته و چشمگیر است. اشیاء فلزی هخامنشیان بیشتر از طلا، نقره و برنز ساخته می شده است و از مهمترین آثار مکشوفه ، ارابه ی زرینی است که چهار اسب در جلوی آن قرار دارد و دو پیکره ی آدمی بر روی نیمکت ارابه نشسته اند. نکته مهم در آثار فلزی این عهد ، استفاده ی زیاد از نقوش و پیکر حیوانی در ساخت ظروف و زیور آلات است. این نقوش را می توان بر روی بشقاب های نقره ای و طلایی به صورت جنگ شیر و گاو و یا دو بزکوهی مشاهده کرد.
یکی از برجسته ترین زیور آلات این دوره دستبندهایی است که انتهای آنها به دو سر شیر ختم می شود و با زیور آلات کوچک و قرص مانندی به شکل سر حیوانات و پرندگان و نقوش هندسی تزئین شده است . این آثار جملگی حاکی از آن است که پارسیان در عهد هخامنشی به ابزارهای زرین و سیمین و مفروغی علاقه داشته و بخشی از هنر خود را در این راه به کار می برده اند.

فرش بافی از دیگر جلوه های بارز هنر ایرانی در زمان هخامنشیان است. این هنر به سبب از بین رفتن اکثر فرش های ایران در عهده باستان چندان مورد مطالعه ی دانشمندان قرار نگرفته بود ولی در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی با کشف یک فرش ۸۳/۱×۲ متری که به همراه آثار نفیس دیگر در یخ های سیبری کشف شد جلوه ای دیگر از هنر هخامنشی را در معرض دید بینندگان قرار داد. این فرش در محلی به نام (پازیریک) کشف گردید و بعدها به همین نام معروف شد. نوع بافت و ظرافت و نقش این قالی گویای مهارت و تبحر هنرمندان بافنده هخامنشی و نشانگر سنت دیرپای بافت فرش ایران است که قدمت آن را به دو هزار و پانصد سال و شاید بیشتر بازمی گرداند.
پیکرتراشی ، دیگر جلوه ی هنری دوره هخامنشی است. این شاخه از هنر ایران باستان که به نوعی وارث رموز تزئینی آشور ، بوده امروزه به صورت پیکره های زیبایی ازپادشاهان جانورانی نظیر اسب ، گاو، سگ ، شیر برجای مانده است. سنگ تراشان افراد و جانوران را معمولا به صورت نیم رخ نقش می کردند و در نمایش صحنه ها و اتفاقات تاریخی و سیاسی همواره بر بزرگ جلوه دادن شاهان خود تأکید زیادی داشته اند. در آثار باقیمانده از پیکرتراشی های هخامنشی قدرت تجسم بخشی ، خلاقیت هنری و دقت در انتخاب موضوع به خوبی به چشم می خورد.
در نتیجه گیری کلی می توان گفت هنر ایران در عصر هخامنشی به پیشرفت قابل ملاحظه ای نایل آمده است ، بدین صورت که ایرانیان جلوه های مختلف هنری قدیم مشرق زمین را جذب کرده و از آنها ترکیبی خاص با خصوصیات اصیل ایرانی ساختند. سهم هخامنشیان دراین دوره ترکیب، ظرافت بخشیدن، تناسب دادن و عظمت بخشیدن به شاخه های مختلف هنری بود به گونه ای که آن را به اوج عظمت و شکوه خود رساند.

از میان هنرها، هنر معماری و هنرهای وابسته به آن اهمیت بسیاری داشت دلیل این امر آن بود که حکومت هخامنشی فقط نیازمند هنری بود که بتواند عظمت پادشاهان و به طور کلی امپراتوری را نمایش دهد.هنر معماری به خوبی می توانست این نیاز حکومت را برآورده سازد. در معماری هخامنشی آنچه بیش از هر چیز دیگر به چشم می خورد شکوه و عظمت قصرهای سلطنتی است و این شکوه بر دوشهای فرسوده مردم قرار گرفته بود.از این میان می توان به کاخ کوروش در پاسارگاد اشاره کرد و دیگری کاخ داریوش در شوش و تخت جمشید.

 

 

 

آثار معماری و ساختمانی دوره هخامنشی



از دوره هخامنشیان آثار باستانی زیادی بر جا مانده است که می توان به ساختمانها و کتیبه های بسیاری اشاره کرد.مهمترین آثار معماری و ساختمانی دوره هخمانشی عبارت است از پاسارگاد، تخت جمشید و نقش رستم، شوش، بیستون و بسیاری از آثار باستانی دیگر که هر یک در نوع خود بی نظیر است و می توان معماری ساختمان آنها را از بی نظیرترین معماری جهان آن روزگار دانست.

آثار هخامنشیان

مهمترین آثار هخامنشیان در پاسارگاد تخت جمشید و شوش وجود دارد.آثار موجود در پاسارگاد از همه قدیمی تر است.یکی از آثارمهم پاسارگاد مقبره کوروش است که بومیان آنرا مشهد مادر سلیمان می نامند.این بنا مرکب از اتاق کوچکی است که بر روی پایه ای بلند قرار گرفته و ارتفاع آن به یازده متر می رسد.

در نزدیکی مقبره کوروش کتیبه ای از آن پادشاه به دست آمده است.آنچه از آثار تخت جمشید به جامانده است بیشتر به داریوش بزرگ و خشایار شا مربوط می شود.یکی از بخش های مهم آن تالار بارعام یا آپادانا است که در آن کتیبه ای خشایار شاه به چشم می خورد.



قسمتهای دیگر تخت جمشید عبارتست از کاخ صد ستون ،کاخ تچر یا قصر زمستانی و آثاری که از سایر کاخ ها به جامانده است.درنقش رستم که حدود سه چهارم فرسنگ با تخت جمشید فاصله دارد.مقبره داریوش کبیر و برخی دیگر از شاهان هخامنشی قرار گرفته است.

آرامگاه های مزبور در کوه کنده شده است .کتیبه ای از داریوش در مقبره وی بچشم می خورد.در شوش نیز آثاری از داریوش اول .خشایارشاه و اردشیر سوم بدست آمده است که بخش مهمی از آنها در موزه لوور فرانسه نگهداری می شود.

کتیبه های متعددی از شاهنشاهان هخامنشی در تخت جمشید.نقش رستم،بیستون وشوش به جای مانده که مهمترین و طولانی ترین آنها کتیبه بیستون از داریوش بزرگ است.این کتیبه ها عموما به خط میخی تحریر یافته است.از جمله آثار مهم مربوط به دوره هخامنشی که در سالهای اخیر به دست آمده،چهار لوحه زر و سیم از داریوش بزرگ است که در تخت جمشید پیدا شده و پادشاه مزبور حدود متصرفات خود را بر روی آنها ضبط کرده است.

 

هنر ایران در عهد هخامنشیان عمدتاً بر پایه ی بزرگداشت مقام پادشاهان این سلسله استوار بوده است. هنر این عصر ترکیبی است از هنر اقوام گوناگونی که تابع پارسیان بوده اند و هخامنشیان با بهره گیری مناسب از این هنرهای مختلف و ریختن کلیه جلوه های هنری اقوام و ملل مختلف در یک قالب به هنر خود اعتلا بخشیده اند. علاوه بر بزرگداشت شاهان، اجرای مناسک و آیین زرتشتی نیز از مظاهر اصلی هنر در این دوره است که سبب ایجاد نوعی سمبولیسم هنری در آثار هنری هخامنشیان شده است. از دیگر جلوه های هنری این دوره رواج هنر کنده کاری، حجاری، پیکر تراشی، فلزکاری، کاشی سازی و قالی بافی است . آثار برجا مانده عمق پیشرفت هنرمندان ایرانی را در این رشته های هنری به تصویر می کشند. نقش برجسته های تخت جمشید نیز در زمره ی گنجینه ی هنر دوره هخامنشی به شمار می روند که هر یک مجموعه ای از تصاویر غنی و نقوش دوران هخامنشی را به نمایش می گذارند و علاوه بر آن گویای بسیاری از آداب و رسوم رایج در دربار هخامنشی اند.

در نقش برجسته های تخت جمشید صحنه هایی از مراسم و مناسک رایج در پایتخت شاهان هخامنشی وجود دارد که عموما پیکره ی پادشاه، کانون اصلی هر صحنه است. در این کنده کاری های زیبا که بر دل کوه نقش بسته دسته های آورندگان هدایا، صحنه بار عام پادشاه و دیگر نقوش برجسته ی مربوط به آرامگاه به نمایش گذارده شده است . این کنده کاری کاری ها درعین حال که همگی حکایت از تبحر و مهارت سنگ تراشان دارند هر یک گوشه ای از مراسم و وقایع سیاسی مذهبی آن دوران را به نیز نمایش می گذارند. ویژگی این آثار بیشتر در آن است که نشان می دهد هنرمندان پیکر تراش روزگار هخامنشی به طور کامل در خدمت اجرا و طرح نقوش خود بوده و مجالی برای بروز تمایلات شخصی خود نداشتند و به عبارت دیگر، کاملا مطیع به شمار می رفتند.






آثار فلزکاری نیز در این دوره ، برجسته و چشمگیر است. اشیاء فلزی هخامنشیان بیشتر از طلا، نقره و برنز ساخته می شده است و از مهمترین آثار مکشوفه ، ارابه ی زرینی است که چهار اسب در جلوی آن قرار دارد و دو پیکره ی آدمی بر روی نیمکت ارابه نشسته اند. نکته مهم در آثار فلزی این عهد ، استفاده ی زیاد از نقوش و پیکر حیوانی در ساخت ظروف و زیور آلات است. این نقوش را می توان بر روی بشقاب های نقره ای و طلایی به صورت جنگ شیر و گاو و یا دو بزکوهی مشاهده کرد.



یکی از برجسته ترین زیور آلات این دوره دستبندهایی است که انتهای آنها به دو سر شیر ختم می شود و با زیور آلات کوچک و قرص مانندی به شکل سر حیوانات و پرندگان و نقوش هندسی تزئین شده است . این آثار جملگی حاکی از آن است که پارسیان در عهد هخامنشی به ابزارهای زرین و سیمین و مفروغی علاقه داشته و بخشی از هنر خود را در این راه به کار می برده اند.




فرش بافی از دیگر جلوه های بارز هنر ایرانی در زمان هخامنشیان است. این هنر به سبب از بین رفتن اکثر فرش های ایران در عهده باستان چندان مورد مطالعه ی دانشمندان قرار نگرفته بود ولی در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی با کشف یک فرش ۸۳/۱×۲ متری که به همراه آثار نفیس دیگر در یخ های سیبری کشف شد جلوه ای دیگر از هنر هخامنشی را در معرض دید بینندگان قرار داد. این فرش در محلی به نام (پازیریک) کشف گردید و بعدها به همین نام معروف شد. نوع بافت و ظرافت و نقش این قالی گویای مهارت و تبحر هنرمندان بافنده هخامنشی و نشانگر سنت دیرپای بافت فرش ایران است که قدمت آن را به دو هزار و پانصد سال و شاید بیشتر بازمی گرداند.


پیکرتراشی ، دیگر جلوه ی هنری دوره هخامنشی است. این شاخه از هنر ایران باستان که به نوعی وارث رموز تزئینی آشور ، بوده امروزه به صورت پیکره های زیبایی ازپادشاهان جانورانی نظیر اسب ، گاو، سگ ، شیر برجای مانده است. سنگ تراشان افراد و جانوران را معمولا به صورت نیم رخ نقش می کردند و در نمایش صحنه ها و اتفاقات تاریخی و سیاسی همواره بر بزرگ جلوه دادن شاهان خود تأکید زیادی داشته اند. در آثار باقیمانده از پیکرتراشی های هخامنشی قدرت تجسم بخشی ، خلاقیت هنری و دقت در انتخاب موضوع به خوبی به چشم می خورد.


در نتیجه گیری کلی می توان گفت هنر ایران در عصر هخامنشی به پیشرفت قابل ملاحظه ای نایل آمده است ، بدین صورت که ایرانیان جلوه های مختلف هنری قدیم مشرق زمین را جذب کرده و از آنها ترکیبی خاص با خصوصیات اصیل ایرانی ساختند. سهم هخامنشیان دراین دوره ترکیب، ظرافت بخشیدن، تناسب دادن و عظمت بخشیدن به شاخه های مختلف هنری بود به گونه ای که آن را به اوج عظمت و شکوه خود رساند.

عامل تازۀ دنیای ان زمان این بود که مرکز تمدن جا به جا گردید، کنارۀ رودخانه ها را ترک گفت تا در کوهستانها و دشت های پهناور پراکنده شود. بدین گونه می بینیم که ایران کوهستانی و کم اب از لحاظ تمدن جانشین جلگه اباد ((میان رودان)) می گردد.در واقع بشر دیگر به ان درجه از پیشرفتگی فنی و فکری رسیده بود که بتواند از زمینهای کم حاصل و کم اب نیز بهره برداری کند و در این صورت طبیعی بود که سرزمین وسیع ایران با تنوع خاک و اقلیم خود، و منابع سرشار معدنی، و مراتع، بهتر از کناره ها و دره ها بتواند پذیرا و پرورندۀ تمدن قرار گیرد.سؤال قابل توجه دیگر این است که چگونه اریاییهای هخامنشی توانستند در مدت نسبتآ کوتاهی همۀ فرمانروایان گرداگرد خود را به زانو در اورند و بر سرزمینهای نزدیک و دور که بعضی از انها واجد تمدنی کهنتر و پیشرفته تر از تمدن خود انها بودند، تسلط یابند. یک جواب می تواند این باشد که در دنیای قدیم در نبرد بین دو قومی که اسلحه برابر داشتند، دسته ای فاتح می شد که سختکوش تر و زبده تر بود، و کمتر به زندگی شهری و تن اسایی و تمدن زدگی الوده شده بود. مثالهای متعدد در این باره هست. تمدنهای فرسوده و خسته زود از پای در می ایند. سومریها مقهور اقوام شمالی یعنی اکدیها شدند. اشوریها بر عیلامیها تسلط یافتند. مادها بر اشوریها و بابلی ها، و مادها خود چون در رفاه و تنعم غرقه گشته بودند، به دست پارسیها منقرض گردیدند.همین اصل صادق است در بارۀ خود امپراطوری هخامنشی و امپراطوری روم و امپراطوری ساسانی که هر سه به دست اقوامی مضمحل شدند که نیازمندتر و تازه نفس تر از انها بودند. البته در شکفتگی یا اضمحلال یک حکومت، عوامل متعدد دخیل بوده است ولی عاملی که ذکر شد یکی از رایج ترین انهاست. حدود کشور هخامنشیان در زمان داریوش بزرگ از شرق تا جیحون و از غرب تا مدیترانه و از شمال تا ماوراءالنهر و قفقاز و از جنوب تا اقیانوس هند گسترده بود. داریوش در کتیبۀ بیستون به مصر و سارد (لیدی و اسیای صغیر در ترکیه)، یونان (ایونیه، یونانیهای ساکن اسیای صغیر)، ماد (کردستان، کرمانشاهان، نهاوند، عراق، ری، اصفهان، و یزد)، ارمنستان، کپدوکیه (اسیای صغیر)، پروتو پارت (خراسان)، زرنگ (سیستان)، هرئی (هرات)، خوارزم و باختر (سرزمین بلخ)، سغد و گندار (دره کابل)، سک (سرزمین سکاها، در دو سوی بحر خزر)، ثتگوش (دره رود هیرمند) و راجع (بلوچستان امروز)، مک (مکران و عمان) جمعآ بیست و سه کشور اشاره می کند.سازمان جامعۀ هخامنشی در دوره هایی که هنوز دستخوش انحطاط نشده بود بر حسن اداره، انضباط و اطاعت، اخلاق و یک رشته تمهیدهای عملی متکی بوده است. انچه از مردم انتظار می رفت ان بود که کار بکنند، دستورهای اخلاقی و دینی را به منظور سالم زندگی کردن مراعات نمایند، و جنگاوران خوبی باشند. در ازای ان حکومت به انان امنیت، اقتدار و افتخار ((ابرقدرت)) بودن می بخشید. تمدن هخامنشی یک تمدن تلفیقی بوده که از همه تمدن های کهنتر دیگر که با او در ارتباط بودند وامهایی گرفته شده بود. انچه خود او از خود بروز داد هنر ((ترکیب)) بود، که از ان یک تمدن شاخص و مستقل پدید اورد. هخامنشیان نه تنها کوشیدند که به خصوص از تمدن همسایۀ غربی (بابل و اشور) چیزهایی بیاموزند، بلکه از ان نه کمتر مهم، ان بود که ان مقدار هوشیاری به خرج دادند تا از عیب ها و شناعت های این تمدن احتراز کنند. بنابراین، اموختن ادب از بی ادبان نیز در کار بود و انچه از سرزمین ((میان رودان)) موجب انحطاط و زوال گشته بود، در اینجا از ان تبری جسته می شد. اشاره کردیم که تمدن هخامنشی خصیصۀ تلفیقی و ترکیبی دارد. تبرُّز این جنبه را بهتر از هرجا در هنر ان می توان دید. هخامنشی ها که منشأ دگرگونی هایی در تمدن گستری شدند، وضع هنر را نیز دستخوش تغییر کردند، بدین معنی که ان را از مذهبی بودن به شاهی بودن گرایش دادند. هنر هخامنشی هنر شاهنشاهی است. البته این بدان معنا نیست که مذهب نشانه و نفوذی در ان ندارد، منظور این است که نشانه و نفوذ مذهب، دیگر منحصر و مطلق نیست. هنر هخامنشی مبین شکوه و قدرت شاهنشاهی است که این شکوه و قدرت در هماهنگی با اراده و نظر لطف پروردگار یعنی اهورامزدا نموده می شود. در واقع در انجا ((فره ایزدی)) جای ایزد را گرفته است.این هنر که فرهنگ و تفکر زمان را در خود منعکس دارد، هنری است سترگ و استوار، تلفیق شده از هنر ملت های دیگر، با این حال، دارای شاخصیت و استقلال است و شکوه دنیوی و صلابت یک قوم فاتح و نیرومند را که در عین حال با قلوب مردم بیگانه نیست، در خود مجسم می دارد. گویاترین شاهد در این معنی کتیبه ای است از داریوش که در خرابه های شوش کشف گردیده. در این کتیبه شرح داده شده است که چگونه کاخ شوش بنا شد، چه کارگران و صنعتگرانی در بنای ان دست داشتند و مواد ان از کجاها فراهم گشت. ((و زمینی که کنده شد و شفته که انباشته شد و خشتی که مالیده شد- قوم بابلی، او این کارها را کرد. الوار کاج از لبنان اورده شد. قوم اشوری، او ان را تا به بابل اوردند. از بابل کاری ها و یونانی ها تا شوش اوردند. چوب یکا از گدار (ناحیه پیشاور) و کرمان اورده شد. طلایی که در اینجا به کار رفته از سارد و بلخ، سنگ قیمتی لاجوردی و عقیق شنگرف از سغد، سنگ قیمتی کدر (گویا فیروزه) از خوارزم، نقره و چوب سنگ (یعنی ابنوس) از مصر، زیورهایی که به ان دیوار مزین گردیده، از ینان، عاج از حبشه، و رُخّج، ستونهای سنگی از خوزستان.مردان سنگتراش یونانیان و ساردیان بودند. مردان زرگر، مادیان و مصریان. مردان نجار، ساردیان و مصریان. مردان اجرپز، بابلیان. مردان تزیین کننده دیوار، مادیان و مصریان.))و سرانجام کتیبه را این گونه پایان می دهد: ((داریوش شاه گوید در شوش کارهای بسیار با شکوه دستور داده شد، که کار بسیار باشکوهی به وجود امد.))می توان با گیرشمن هم عقیده بود که می گوید ((این کتیبه تصویری است از هویت شاهنشاهی.))  ((ابر و باد و مه و خورشید و فلک)) در کار امدند تا کاخ شاهنشاهی هخامنشی بر سر پا بماند.  همه عوامل تمدنی زمان از شرق تا غرب در ساختن ان دست به دست هم داده بودند. ایا داریوش می خواسته است با به کار گرفتن همه ملیت های زیردست، کاخ خویش را نمودار تجسمی (سمبل) از قدرت جهانی خود بکند؟  از اینکه در کتیبۀ خود با رضامندی و غرور این نامها را برشمرده است، می شود پذیرفت که خواسته است بگوید ببینید که (نیزۀ مرد پارسی) تا کجاها رفته.  همین حالت بین المللی و جهانی بودن در معماری بناهای دیگر نیز (مثلآ تخت جمشید) دیده می شود که از همۀ سبک ها و هنرهای مهم زمان (مصر، بین النهرین، هند و یونان) … در انها اثری هست. خصیصۀ دیگر عظمت است.  با انکه پادشاهان بابل و اشور قصرهای بزرگ ساخته بودند، کاخی به اهمیت و شکوه تخت جمشید تا ان روز در دنیا سابقه نداشت. می بایست چیزی باشد که نمودار مهابت امپراطوری باشد. اقتباس و تلفیق هنر، خاصیتی است که همۀ کشورهای قاهر و فاتح داشته اند.  هنر، زائیدۀ سکوت و شکیبایی و گذشت زمان است.  برای فاتح در اغاز کار نه سکون معنی دارد و نه شکیبایی، و نه فرصت هست.  با این حال، هخامنشیان این قابلیت را داشته اند که به این هنر شخصیت ملی ببخشند، و از اجزاء ترکیب شده چیز تازه ای به وجود اورند. گیرشمن می نویسد: ((در حقیقت اگر شاهنشاهان همه انچه را که تمدنهای قدیم مشرق ایجاد کرده بودند به خدمت نمی گرفتند، پارسیان نمی توانستند بدان سرعت از مساکن کم اهمیت خود به کاخها نزول اجلال فرمایند.)) هم او پس از اشاره به جنبۀ اقتباسی هنر هخامنشی می نویسد: ((مع هذا هیچ ملتی به شکوه و جلالی نظیر هنر هخامنشی دست نیافته است، هر چند که همه چیز دران کامل نیست.))انچه در اینجا خواسته اند در درجۀ اول القاء کنند ان نیست که چه ملیتی چه کاری را انجام داده، بلکه ان است که چه کسی این ملیت ها را به کار گرفته و بر انها فرمان رانده.  برجسته تر از هر چیز، بر هنر (فرمان راندن) تکیه می شود. در دامنۀ کوه های پیر و مندرس خرد شده از بار قرون، ستونهای تخت جمشید بر پاست؛ چون ساعدهای سترگی که به دعا برداشته شده باشند.  معابد مصر به کنار، در هیچ نقطۀ کرۀ خاکی، خرابه ای با این غربت و حشمت و تا این حد گویا از خاموشی عدم دیده نشده است: سنگها و هیکلها، صورت های مهیب حیوانات عجیب الخلقه، امتزاج انسان و حیوان و گیاه، لطیف ترین گل و سبع ترین دهانها، سرو و گل و نیلوفر، شکار کننده و شکار شونده، پتیاره و پهلوان، سالار و بنده، امیختۀ ظرافت و خشونت، همه در یک هماهنگی کائنات وار با هم متحد شده اند. سیمای مرد پارسی و مادی با چشمان بادامی کشیده، پیشانی کوتاه، بینی بلند قوس دار و منخرین قوی، ناخنهای زیبا و پیراسته، نیرومند و ظریف هر دو، سبیل فروافتاده و تاب خورده، لبهای قیطانی و نگاهی که در سنگ منجمد شده است، با حالت خاموش و تودار، عبوس و اماده به فرمان، غرور برای بیگانه و خضوع در برابر شهریار، طوق و یاره و گوشوار: این است مردی که زمین را در زیر پای خود می لرزانده.بدنها نه لاغر و نه چاق، سیماها یکسان وار و در عین حال متفاوت، همه گویی در یک قالب تراشیده شده، مادی با کلاه گرد و پارسی با کلاه ترک ترک، ردیف، پشت هم، دست در دست، یا دستها روی شانۀ همدیگر، فکور و مصمم، در اتحادی گسست ناپذیر، حاکی از انکه دنیا باید در برابر ما حساب خود را داشته باشد. حتی ددها و دامها در اینجا تلطیف شده اند.  نگاه گوزن بر شیر، که در حال شکار کردن اوست، مهربان و بی ترس است؛ شیر گویی با او سر بازی دارد، نه شکار.و ان گاه فوج نثاراوران است، از هر ملیتی، از سراسر دنیای شناخته شدۀ زمان؛ هر یک با لباس و هیئت خاص خود، خاضع و خاکسار، هدیه ای در دست یا زیر بغل، از جامد و جاندار، نشانۀ وابستگی و اطاعت سی کشور از شاهنشاهی هخامنشی.

برای فهم تاثیرات فرهنگی- هنری و آگاهی از گستردگی روابط فرهنگی متقابل تمدن ایران و مصر یافته¬های باستان شناسی و کاوشهای علمی در ایران و مصر مورد مطالعه قرار گرفت تا بر اساس حجم داده¬های باستان شناسی به سطح و گستردگی روابط فرهنگی- هنری ۲ تمدن پی برده شود.
بر اساس تحقیقات تا به امروز می توان این آثار را در ۲ دسته طبقه بندی نمود. ۱- یافته¬های باستان شناسی ایرانی در مصر و ۲- یافته¬های باستان شناسی مصری در ایران. از نمونه¬ یافته¬های باستان شناسی ایرانی در مصر می¬توان به کتیبه¬های هخامنشی به خط هیروگلیف از وادی حمامات و کتیبه¬های آرامگاهی هخامنشی و پاپیروسهائی به خط آرامی از جزیره الفانتین و همچنین نقش بر جسته¬های هخامنشی در شهر باستانی ممفیس و بر روی دیوارهای معبد هیبیس مصر و یادگارهای معماری هخامنشی در مصر مانند ساختمان معبد هیبیس و آثار معماری هخامنشی در الفانتین و سنگ یادبودهای داریوش در کنار کانال سوئز و همچنین مهرهای حکومتی هخامنشیان در مصر اشاره کرد که مورد مطالعه قرار گرفته است .
از یافته¬های باستان شناسی مصری در ایران، مجسمه داریوش و آثار هنری کوچک مصری بدست آمده از کاخ داریوش در شوش، مهره¬های سوسکی مصری بدست آمده از دشت قزوین، ظروف کتیبه¬دار هیروگلیفی مصری و یافته¬های طلسمی و اعتقادی مصری بدست آمده از تخت جمشید مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است.

بررسی نتایج این مطالعه در رابطه با تاثیر فرهنگ و هنر تمدن ایران و مصر ننشان می¬دهد که تاثیر و اثر گذاری فرهنگ مصر به مراتب بیشتر بوده است و بیشتر یافته¬های باستان شناختی تحت تاثیر شدید فرهنگ و هنر مصر بوده اند. مورخین یونانی مانند هردودت آغاز حکومتهای وابسته قلمرو هخامنشی، ساتراپی¬ها را از دوره حاکمیت داریوش اول می¬دانند در صورتی که اصطلاح ساتراپ از دوره کوروش و کمبوجیه نیز رواج داشته است. بنابراین اگر شروع حیات امپراتوری هخامنشی را از سال ۵۵۹ق.م ، سال به قدرت رسیدن کوروش دوم و پایان آنرا سال ۳۳۲ق.م فتح ایران از سوی اسکندر مقدونی بدانیم، در این ۲۲۷ سال توسعه قدرت سیاسی و نظامی امپراتوری هخامنشی تعدادی از کشورها و ملل زیر سلطه این امپراطوری به عنوان ساتراپ¬نشین هخامنشی تحت فرمان قدرت سیاسی و اقتصادی و نظامی ایران قرار گرفته بودند. بر اساس یافته¬های مکتوب باستان شناسی در مصر و ایران و سایر سرزمین¬های ملل تابع، تعداد این ساتراپی¬ها در زمانهای مختلف حاکمیت امپراتوری هخامنشی متفاوت بوده است که با استفاده از این یافته¬های باستان شناسی مصری دوره هخامنشی می¬توانیم این ساتراپی¬ها را مکانیابی نموده و محدوده جغرافیایی آنها را معین نمائیم.


هخامنشیان در اقامتگاه های خود بناهایی را می ساختند که می بایستی مبین قدرت و عظمت حکومت باشد. در دوران هخامنشیان یک سبک معماری مخصوصی به وجود آمده بود که در آن سنن و آداب ملل مختلف ساکن در کشور هخامنشتیان جلوه گری می کرد. یکی از آثار اولیه معماری هخامنشیان، کاخ کورش است که در نخستین اقامتگاه هخمانشیان در پاسارگاد (پازارگاد) بنا شد و عبارت از یک رشته ساختمانهایی بود در میان باغ و محصور به دیوار.

در ویرانه این کاخ، کتیبه بسیار قدیمی محفوظ مانده که می گوید : “من هستم کورش شاه هخامنشی.” در پاسارگاد آرامگاه کورش نیز محفوظ مانده و آن بنای کوچکی است از سنگ که شبیه به خانه مسکونی با سقف دو پوششی و در روی پایه و شش پله پله بلند قرار گرفته است. در این بنا هیچ گونه تزئیناتی وجود ندارد.

این مقبره از سایر مقبره های پادشاهان، که به معنی و مفهوم واقعی کلمه از بناهای معماری بشمار نمی روند، متمایز است و عبارت از حفره ای است که در درون صخره ای به وجود آمده و با برجستگی های حجاری و تزئینات معماری تزئین شده است. طبق گفته مورخان باستانی در این مقبره بر روی بستر طلا جسد مومیایی شده کورش قرار داشته است.

در پاسارگاد و نقش رستم که مقبره پادشاهان در آنجا قرار دارد، ابنیه عجیبی به شکل برج های بلند که فاقد پنجره و تزئینات است، باقی مانده و اینطور به نظر می رسد که این بناها در قدیم معابدی بوده اند. داریوش در کتیبه خود در بیستون می نویسد که وی معابدی را که گوماتا (یکی از مغ های شورشی) ویران کرده بود تجدید بنا کرده است. علاوه بر برجهای اسرارآمیزی که اشاره شد، از آثار مذهبی، محراب های بزرگ سنگی و محل هایی را می توان ذکر کرد که به منظور پرستش اختصاص داشته و مسقف نیستند.

آرامگاه خشیار یکم، نقش رستم در تخت جمشید که از دوره سلطنت داریوش اقامتگاه پادشاهان بوده، ابنیه به سبک کاخ ها اهمیت زیادی دارد. کاخ های تخت جمشید در روی یک سکوی بلند قرار گرفته و با وجود داشتن اشکال مختلف معماری ساختمان واحدی را تشکیل می دهند که قدرت و عظمت دولت هخامنشیان را نمایان می سازد و از آثار ملتی است که موسس و موجد هنر و صنعت دوره هخامنشیان بوده است.

کلیه این ابنیه، به استثنای یکی از آنها که به دوره اردشیر سوم تعلق دارد، طبق فرمان داریوش و خشیارشا بنا شده و ما می توانیم از روی آنها در باره وسعت فعالیت ساختمانی این پادشاهان و سبک معماری دوران شکوه و جلال دولت هخامنشیان قضاوت کنیم. در تخت جمشید دو نوع ساختمان به خوبی به چشم می خورد یکی “تاچار” قصر زمستانی، که در زمان داریوش ساختمان آن آغاز گردید و دیگری “آپادانا” سالن روبازی که بر روی ستونهای بلند باریک با پوشش چوبی استقرار دارد. این قصر در زمان داریوش بنا شد و در زمان خشیارشا و اردشیر اول تجدید گردید. سالن صد ستونی هم که در زمان خشیارشا بنا شده از همین نوع محسوب می شود.

بنای قصر داریوش که در اقامتگاه دیگر پادشاهان در پایتخت قدیم عیلام، یعنی شوش ساخته شده، نوع دیگری است. در آنجا ابنیه قصر در اطراف حیاط مرکزی بر صبق اصول معماری ماورای دجله و فرات متمرکز شده است.

کلیه این آثار مختلف معماری، حاکی از سنن مختلفی است که بر اساس آنها سبک معماری دوران هخامنشیان به وجود آمده است. تردیدی نیست که هنر هخامنشیان از لحاظ این که یک هنر درباری بوده و از لحاظ عظمت و جلال می بایستی قدرت و جبروت پادشاهان را نمایان سازد، به دست ملل و قبایل گوناگون بنا شده و خود ایرانیان در بنای آن کمتر کار کرده اند.

در این هنر علاوه بر عناصر هنر محلی ایرانی، عناصری نیز از هنر بین النهرین و مصر و یونان نیز به چشم می خورد. در شوشو از روی کتیبه داریوش اول معلوم می شود که استادان کلیه ملل در ساختمان کاخ، که نشانه قدرت و عظمت حکومت هخامنشیان بوده است، شرکت داشته اند.

 

 

هنر فلز کاری در دوره هخامنشی ، بدون شک ما را با پیدایش  نخستین امپراطوری جهان و سازمان یافته ترین و مقتدر ترین دولت ها روبررو می کند . مدیریت و نظام اداری و سازماندهی در این دوره به گونه ای بود که اقوامی گوناگون از کرانه های دریای روم تا مرز های هند ، واز سرحدات چین تا ماورای دریای سیاه ، در آسایش و رفاه و نعمت فراوان می زیستند . سیاست  شاهان هخامنشی ، که بر مبنای احترام و پاسداری آداب مذهبی وسنن و رسوم هنری هر محل بود ، موجب پیشرفت هنر وتمدن و اشاعه فرهنگ ایرانی در این دوران شد . قوانین مدون  کوروش و داریوش اصول عدل و داد را سر تاسر ساتراپ نشین های هخامنشی بر قرار کرد . مصریان  در کتیبه های خود ، داریوش را قانونگذار بزرگ لقب دادند ، واسرائیلیان در کتاب تورات شیوه دادگستری کوروش را ستوده اند و از داریوش به عنوان حامی عدالت و نیکوکار یاد کردند . ارال وارن ، خاورشناس امریکایی ، معتقد است هنر هخامنشی انعکاسی است از اصول سیاسی و اخلاق این عصر . در این هنر روح منطق حکمفرماست .تصویر ها و صورتهای سنگی مختلف در کتیبه ها و آثار معماری تخت جمشید انعکاسی از روحیه پر ارج و احترام به شخصیت والای انسانی است ؛ در صورتی که از تصویر های کتیبه  های کاخ  های شاهان آشوری ، که به تجاوز و تهاجم وو فشار به ملل ضعیف افتخار می کردند ، چنین بر می آید که مقام انسانی به پایین ترین درجه رسیده است .

آثار باقی مانده از این دوره بسیار کم است ؛ ولی از این همین تعداد اندک ، شیوه زندگی مردم آن زمان مفهوم می شود. در معماری تناسب و توازن اشکال به دقت رعایت شده است ، و بنای تخت جمشید و کاخ زمستانی شوش وهنر و تمدن این عصر است .  هنر هخامنشی سکون و آرامش خاص خود را دارد ، و از سبک آشوری ، کا ملا متمایز است ؛ زیرا آثار قوم آ شور ، بر خلاف هنر هخامنشی ، نشان دهنده جنگ و استیلا است . هنر ی که در سبک معماری تخت جمشید و سنگ تراشی و نقش پردازی و کنده کاری کتیبه ها و ستون ها و سر ستون ها به کار رفته، تلفیقی است از هنر محلی فلات قاره ایران ، آشور ، ماد و سایر ملل تابعه که جزو شاهنشاهی ایران بوده اند. واما فلز و هنر فلز کاری که در این دوران به اوج شکوفایی و عظمت رسیده بود در خیلی از موارد نشانه عظمت و اوج اقتدار شاهنشاهی هخامنشی به حساب می آید وافسوس و دریغ که از آن همه شکوفایی و زیبایی جز نام و مقداری اشیای باشناسنامه وبی شناسنا مه چیزی دیگری بر جای نمانده است.

اهمیت فلز و هنر فلزکاری در دوره هخامنشی ۱*

با روی کار آمدن پارس ها و تشکیل حکومت هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ق.م) اهمیت فلز و هنر فلز کاری با توجه به شناخت دیرینه اقوام ساتراپ نشینان که اینک فرمانبردار حکومت هخامنشی بودند تحوّل یافت و از جایگاه ویژه ای برخوردار شد و بر ادوار پس از خود تأثیر گذاشت. اشیای فلزی بسیاری از زمان هخامنشی در مکان های گوناگون، چه از طریق کاوش های علمی و چه به صورت کشف اتفاقی به دست آمده که عبارت اند از: شوش، گنجینه جیحون و همدان، که دو مورد اخیر به صورت اتفاقی به دست آمده اند. دوره هخامنشی اوج هنر فلزکاری در زمینه های ریخته گری، چکش کاری، ترصیع و قلمزنی و … است. در نقوش برجسته تخت جمشید آثار و نشانه هایی به شکل ظروف در دست هدیه آورندگان و اسلحه در دست سربازان دیده می شود. برخی از اشیاء در موزه ها وجود دارد که حاکی از قلمزنی در این دوره است. به دنبال حمله اسکندر و به آتش کشیدن تخت جمشید، گنجینه های موجود در آن به آتش کشیده شد و همچنین اشیاء و ابزار فلزی بسیاری آن زمان به دستور اسکندر ذوب و به سکه تبدیل شده است، به همین سبب آثار زیادی از فلزات هنری که ویژگی های چکش کاری ، ترصیع ، و قلمزنی ودر کل شناسنامه گویا ی فلزی دوره هخامنشی را داشته باشند به دست ما نرسیده است. انواع فلزاتی چون مفرغ، طلا، نقره و آهن در این دوره از مناطق مختلف برای تخت جمشید آورده می شد که حاکی از استفاده زیاد از اشیای فلزی و هنر قلمزنی با نقوش بسیار زیبای هخامنشی است که عبارتند از طوق گردن، سینه بند، گوشواره و …(سامی، ۱۳۳۰، ص۶۹). از جمله اشیای شناخته شده در دوره هخامنشی دو لوح سیمین به وزن ۴ کیلوگرم و زرّین به وزن ۵ کیلوگرم است که در موزه ملّی ایران نگهداری می شود. اشیای به دست آمده از سواحل رود جیحون در نزدیکی بلخ در ترکستان یا ماوراءالنّهر چون گردونه زرّین که به وسیله دو اسب کشیده می شود و دو نفر بر این گردونه سوارند، در قرن پنجم ق.م ساخته شده که از اشیای نفیس موزه بریتانیا است. در زمان هخامنشی برای ساخت فرم و شکل اشیا از دو شیوه ریخته گری یا قالب ریزی و چکش کاری استفاده می شده. تنوع در فرم های ظروف در این دوره فراوان است و از جنبه اشکال تزیینی نیز به شیوه های مختلف اجرا شده اند که عبارت اند از: ظروف مثل کوزه، جام، بشقاب، ریتون از جنس طلا و نقره، سلاح ها و زیورآلات، روکش درها و کتیبه ها. ظروف اکثراً به شکل کوزه و از جنس نقره، با بدنه مخروطی و شیارهای(ـ بر گرفته ا ز مقا له ی قلمز نی مندرج در سایت باستان شناسی)


عمودی موازی با دو دسته به شکل حیوان به عقب برگشته که حیوانات شبیه بز کوهی، اسب و … هستند که در نقوش تخت جمشید در دست هدیه آورندگان دیده می شود. کاسه ها دارای کف و بدنه پهن و لبه تخت به خارج برگشته اند که با گل های کوکب و گلبرگ های بزرگ که سطح بدنه را در بر گرفته و کف آنها دارای نقوش بادامی شکل است که با تصویر حیواناتی چون بز کوهی مزیّن شده اند. نقش مایه های تزیینی هنر قلمزنی این دوره اکثراً به اشکال حیوانات و جانوران و نقوش گیاهی چون: برگهای نخل، گل ها و غنچه های لوتوس و گل برگ ها و شیارهای افقی است. زیورآلات مثل: دستبند، گردنبند، گوشواره که با فیروزه، لاجورد، زمرد، کریستال، یشم و عقیق مرصع کاری و روکش درهای چوبی از نقره یا مفرغ قلمزنی شده اند (لک پور، ۱۳۷۵، ص۹) .

اهمیت فلز آهن در دوره هخامنشی ۱*

در ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد  اقوام ساکن در غرب ایران یعنی هیتی ها و مردم میتانی این فلز را می شناختند و در بد و پیدایش به علت نایاب بودن این فلز از آن برای مصارف زینتی استفاده می شد بعدها از این فلز به علت مقاومت بیشتر نسبت به فلزات دیگر به عنوان وسایل وابزار های کشاورزی ، نظامی ، و….. استفاده می شده و توالی در استفاده از این فلزتحولی شگرف را درعرصه جهانی آن روز به وجود آورد ویکی ازنماد های قدرتنمایی دولتها و نظام های حاکم آنزمان شد  با برآمدن هخامنشیان به عنوان یک امپراطوری و داشتن متالوژی آهن در سرزمین ایران در آن دوره حدود ۱۰۰ سال از اروپا جلوتر بوده است از جمله مصالح آهنی عصر هخامنشی که در ایران ساخته می شد میخ، بست ، و تسمه ، را می توان نام برد این اشیاء برای بهم پیوستن ستونهای ساختمانهای مرتفع در دوره هخامنشیان (۷۰۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) بویژه در بناهای تخت جمشید و پاسارگاد ، به کار می رفته اند . برای اتصال ستونها و سنگها در بناهای  تخت جمشید و پاسارگاد ،قلابهای آهنی در آن مصالح جاسازی و به وسیله سرب ماب کار گذاشته می شدند .

تیله کوت در گزارش باستان شناسی خود وهمکارانش در ایران ضمن اشاره به این واقعیت که تخت جمشید و پاسارگاد نیاز زیادی به تولید آهن داشته می نویسد : « در بعضی از مناطق مسکونی جدید و قدیم  این ناحیه از جمله در تل تخت و قلعه پاسارگاد قطعاتی از پس ماند های آهنگری می رود مقصود (ـ ک . هفت هزار سال هنر فلز کاری در ایران ص ۵۵)تیله کوت نا خالصی های کلوخه آهن اسفنجی ، باشد زیرا در آن عصر آهن اسفنجی محتوی ناخالصیها ، برای ساختن میخ ، قلاب و سایر آ لات و ابزار آهنی ، مصرف می شده است .

تیله کوت در ادامه سفر خود ضمن بازدید از آثار ذوب آهن هنشک ، واقع در نزدیکی ده بید می نویسد : « دو توده از پس مانده های ذوب آهن در دره ای کوچک دیده شد. در یکی از این دو کانه کلوخه شده و در دیگری سر باره ای سبکو یک دم ، وجود داشت. » جزئیات آندم ، قبلاً به وسیله ورتایم ، منتشر شده بود . احتمالاً در حوالی اولین توده آماده کردن بار و در حوالی دومین توده تولید و یاذوب آهن انجام می گرفته است کلوخه های پیدا شده در آن محل حاوی ۶۵/۸۴  درصد هماتیت ۵/۱۲ درصد وستیت بوده است درفاصله کمی از این محل ، کانه های هماتیتی با ۷۸ درصد هماتیت و نیز کانه های گونیتی پیدا شده اند

سرب ۱*

راجع به موارد کاربرد سرب در ایران قدیم اسناد زیادی در اختیار نیست از قرن هفتم پیش از میلاد از زمان هخامنشیان ، مصرف سرب به طور قابل ملاحظه ای به عنوان ملات در کار های ساختمانی ، سد سازی ، پل سازی و نیزبرای ساختن برخی از ظروف ، افزایش یافته است

صنایع دوره هخامنشیان

به طور کلی صنایع دوره هخامشیان به دو گونه بود یکی صنایع پارسیهاو مادها و دیگری صنایع ملتهای دیگر مانند بابلی ها ــ فنقی ها ، مصری ها و یونانیها.

صنایع پارسها و مادها عبارت بودند از سنگتراشی ، معماری ، اسلحه سازی ، زرگری ، پارچه بافی ، فلزکاری ، کاشی سازی ، و ساختن اثاثیه خانه همچون صندلی ، تخت خواب ، میز ، گلدانهای مرمر ، ظروف و مجسمه های فلزی ، و بافتن قالیهای گرانبها . بابلی ها به قالی بافی و ساختن کاشیهای زیبا ، لیدی ها به نو گری و پیکره سازی مصری ها به بافت پارچه های کتانی و تهیه کاغذ پاپیروس ، پارت ها به ساختن تیر وکمان ، فینیقی ها به بافت پارچه های ارغوانی و ساختن اشیاء شیشه ای رنگا رنگ و ساختن کشتی .

معادن فلزدر دوره هخامنشی

در آذربایجان مس،سرب ،نقره ، لاجورد به دست می آمد.(۱ـ ک . سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران وجهان  .ن . ناصر توحیدی ص ۵۷)

در گیلان ومازندران شمشادوآهن به دست می آمد.

در باختر ،مس،سرب وبعضی از فلزات به دست می آمد.

در آن طرف جیحون طلا به دست می آمد .

در مغرب دریاچه ارومیه ،مس وآهن به دست می آمد.

در پارس وبختیاری ،مس سرب ونقره به دست می آمد.

در هند ،خاک طلا ،ادویه جات وعطریات به دست می آمد.

در ارمنستان وکاپادوکیه،مس،سرب وابزار آلات فلزی به دست می آمد.

درآشور ابزارآلات فلزی، اسلحه وپارچه های بافته شده از ملیله دوزی ومنبت کاری به دست می آمد.

در لیدیه ،ظروف طلاومجسمه های فلزی به دست می آمد.

در حبشه ،عاج وچوبهای قیمتی وبلور به دست می آمد.

باید بدانیم که اینها تنها چیزی نبود که از ایلات های مختلف به دست می آمد وتجارت منحصر به اینها نبود.

آثار فلزی هخامنشیان ۱*

بیشترین آثار به دست آمده از دوره هخامنشیان در کاخ ها و مناطق ساتراب نشین های تابع این سلسله بوده است که از نظرآثار یافته شده درکاخ ها می شود به کاخ های و باقیمانده های کاخ پاسارگاد کورش و تخت جمشید در شیراز ، کاخ آپادانا در شوش ، واز نظر مناطق ساتراب نشین می شود از گنجینه همدان ، و گنجینه جیحون ، به عنوان مثال می شود نام برد و تقسم بندی کرد .

هنرفلز کار هخامنشیان وابسته به اقوام تابعی چون مادها ، مانایی ها ، سکایی ها ، هندی ها ، عیلامی ها ، پارتی ها و…… بود که این اقوام هم در نقش برجسته های کاخ آپادانای تخت جمشید در حال آوردن هدیه های از فلزات و اشیای دیگری هستند که سند مهمی در اثبات این ادعا ست.

در بیشترکتابهای که در زمینه فلز کاری دورهخامنشیان نوشته شده این مسئله ذکر شده و هر کدام از کتابها به گونه ای فلز کاری دوره هخامنشیان را منشاء یکی از این اقوام می داند ولی بیش تر از همه این اقوام مادی،آشوری، هندی، سغدی، بلخی ، مصری  هستندکه نام برده شده اند. حتی در سنگ نوشته کاخ آپادانای شوش خود داریوش نیز از مصری ها ومادی ها نام می برد. هندی ها در به دست آوردن خاک طلا که در نقش بر جسته پلکان آپادانا این قوم را در حال حمل کردن کیسه ای نشان می دهد که

(۱ـ ک. تاریخ وتمدن ایران در دوره هخامنشیان  .ن . عباس قدیانی .ص . ۲۳۷و ۲۳۸)به نقل از مفسران این کیسه خاک طلا است .پس به این نتیجه رسیده اند که خاک طلا از هند استخراج می شده است . و یا در مورد آشوری ها به خاطر تشابه آثاری به دست آمده و هنر فلز کاری آشوری این اشیاء را به آشوری نسبت می دهند ویا مادها که از اقوام مهم در ا ستخراج و استحصال فلزات و فن فلز کاری به شمار آورده اند. که البته این اقوام هم از اقوام پیشین خود این صنعت وهنر رابه یادگار به امانت نگهبان بوده اند.

کاخ پا سارگاد ۱*

به کمک نقشه بازسازی  شده ی این اثر که توسط کورش کبیر هخامنشی ساخته شده .؛ می توان به تصوری ازاین بنای با شکوه دست یافت . در قسمت اصلی ساختمان و در جنوبی غربی ، در اطرف حیاط ، انبارهای بزرگ ساخته شده بود در الواح  دیوانی که به خط عیلامی از تخت جمشید به دست آمده به خزانه ی پاسارگاد هم اشاره شده است . مثلاً کارگران ابواب جمعی ، ثویه یئوده رییس خزانه دار ی کل در این خزانه انجام وظیفه می کرده اند . همچنین پوست بز و گوسفند های ذبح شده تحویل این خزانه می شده است . روی هم رفته می توان گفت هر چند در زمان هخامنشیان به خاطر امنیت زیاد ، آبادی های نیازی به برج و باروی نداشتند ، ولی انبار ها و تاسیسات ذخیره خوراک ا صلی مردم برای روزهای مبادا ، در پشت دیوارهای مطمئن نگهداری می شده است . این کاخ بعد از کوروش در زمان داریوش تکمیل شده و کاخ دوم ناتمام کوروش را داریویش شاه به اتمام رسانید و تکمیل ساختمان باغ بزرگ و سرسبز پاسارگاد با جوی های روان بسیارو کاخ ها و کوشک های ضمیمه آن نیز باید به وسیله داریوش انجام گرفته باشد

کاخ شوش

سرمای سخت زمستانی فلات ایران ، به زودی داریوش را وادار به بنای کاخ دیگری در شوش کرد تا کاخ زمستانی او باشد . این کاخ نخستین مجموعه ی ساختمانی است که شالوده ی آن را داریوش ریخته و به همین سبب برای زیبا یی و استحکام آن از هیچ تلاشی فرو گذار نشده است . این کاخ را بر خلاف ساختمان های آجری متداول در شوش با سنگ ساخته اند داریوش خود در سنگ نبشته ی معروف خود که خوش بختانه به خط میخی فارسی باستانی ، عیلامی ، و بابلی به دست ما رسیده است از تدارکات ساختمان سخن می گوید و این امکان را فراهم می آورد تا تصوری از اجرا و تزئین آن به دست آوریم .

(۱ـ ک. از زبان داریوش .ن. هاید ماری کخ. ص.۸۳)

متن سنگ نبشته:۱*

«این کاخ که در شوش ساخته ام از راه دور مصالح و زیور ؛آن را آورده شد. زمین به طرف پایین برداشته شد . تا در زمین به سنگ رسیدم . چون کندو کوب انجام گرفت پس از آن شفته انباشته شد در بخشی به گودی ۴۰ ارش و در بخشی به گودی ۲۰ ارش ، روی آن شفته کاخ بنا شد و زمین که کنده شد و شفته که انباشته شد و خشتی که مالیده شد و خشتی که مالیده شد آشوری ها آن را تا بابلی آوردهاند از بابل کار هی و یونانی  ها تا شوش آوردند چوب « یا کا » از قند هارو کرمان آورده شد زری که در ای جا به کار رفته از سارد و بلخ آورده شد . سنگ گران بهای لا جورد و عتیق شنگرف که در این جا به کار رفته از سغد آورده  سنگ گران بهای کدر { فیروزه } که در این جا به کار رفته از خوارزم آورده شد. نقره و آبنوس از مصر آورده شد . زیوری  هایی که با آن دیوارآراسته شد. زیوری  هایی که با آن دیوار آرسته شد.از یونان آورده شد. ستون های سنگی که در اینجا به کار رفته از دهی « ایبراودشی» نام خوزستان آورده شد. مردان سنگ تراشی که سنگ ها را تراشیدند و نقش انداختند آن ها یونا نیان و ساردیان بودند . مردان زرگری که طلال کاری می کردند آن ها مادیان و مصریان بودند . مردانی که چوب نجاری می کردند آن ها ساردیان و مصریان بودند . مردانی که آجر می پختند آن ها بابلیان بودند . مردانی که دیوار را انودد می کردند آن ها مادیان و مصریان بودند. »

از این کاخ با شکوه که طعمه ی آتش سوزی بزرگی شد ، جز آجرهای لعاب دار رنگی با نگاره هایی از شیر و وجودات افسانهای و صف نگهبانان ، یعنی سایه ی کم رنگی از شکوه و جلال فراوان آن روزگار ان ، تقریباً چیزی بر جای نمانده است

خزانه کاخ داریوش

حیاط شرقی که به حیاط خزانه معروف است بیش از ۱۱۰۰  متر مربع مساحت دارد . در سمت جنوب این بنا سه در وجود داشت که به قسمت خزانه و انبار های کاخ که اشیای گرانبها را در آن نگه داری می کردند . که از قبیل طلا ، پا چه های گرانبها و زربفت ، نقره و اشیای که از دو فلز طلا و نقره ساخته شده بود نگه داری می شد .

اسکندر پس از فتح این کاخ آن قدر غنایم به دست می آورد که لشگر یانش خود را سیر کردند استرابون می نویسد اسکندر در کاخ شوش بیش از ۴۹۰۰ تالان که هر تا لان برابر با ۲۶ کیلو و.زن می باشد

(۱ـ هما ن . ص ۸۴)باشد طلا و نقره به دست آورد .

کاخ تخت جمشید و آثار فلزی آن۱*

این کاخ که توسط داریوش برای اقامتگاه سیاسی انتخاب شده بود یکی از آثار معماری منحصر به فرد سرزمینمان ایران است که دارای مجموعه ای از بناهای بسیار زیبایی است که هر کدام به نوبه خود قابل بررسی و دارای اهمییت است بزرگترین نقشه ی داریوش ظاهراً این بود که در قلب پارس بارگاهی نو در اندازد که فقط نام او آمیخته باشد و مقام او در جامه ی فرمان روای یک شاهنشاهی بزرگ به نام مردم زیر فرمان اش بنماید . او برای اجرای نقشه ی خود دامنه ی کوه رحمت را بر گزید و فرمان داد تادر آن صفهای مستطیل به پهنای ۳۰۰ و درازای ۴۴۵ و بلندای تقریباً ۱۵ متر آماده سازند در این صفه ی بزرگ می باید تا لار بار عام داریوش که منابع بعدی آن را آپادانا می نامند بر روی آن ساخته شود.

تالار آپادانا

بزرگترین ومهم ترین بنا تا لار بزرگ ، بار، آ پا دانا بود . این تا لار در وسط صفه و درست آن جا که صفه به جلگه منتهی می شود قرار دارد به این ترتیب آپادانا از دور نیز در دید رس بود. آپادانا که یکی از شاهکارهای زمانه خود بود و داریوش شاه هخامنشی برای اینکه کار خود را برای آیندگان معرفی کند و برای اثبات این که آپادا نا را واقعا ً داریوش ساخته است  سند محکمی در دست است ف . کرفتر  معمارحفاری های تخت جمشید ، که بسیار ی از باز سازی های خوب ، را مدیون او هستیم ، در روز ای ۱۸ و ۲۰ سپتامبر ۱۹۳۳ برج های شمالی « سنگ بنای » داریوش را به صورت سندی سیمین و و زرین به بزرگی ۳۳ در ۳۳ سانتی متر ، یعنی درست به اندازه ی همه آجرهای بنا ، در محفظه ای سنگی پیدا کرد که قطرآن ۱۵میلیمترووزن هر کدام از ازلوحهای طلا ۵کیلوگرم ولوحهای نقره ۴کیلوگرم که متأسفانه دو عدد از این جعبه های سنگی  به همراه الواحشان در همان سال کشف به علت نا معلومی مفقود شدند ودو جعبه سنگی دیگر یکی در موزه ایران باستان ودیگری در همان سال به موزه سلطنتی کاخ مرمر انتقال داده می شود .

این الواح سند معتبری است که نشان میدهد کاخ آپادانا را داریوش ساخته است داریوش به زبان مصطلح

زمان خود می گوید :داریوش شاه ـ شاه بزرگ ـ شاه شاهان ـ شاه کشورها،پسر ویشتاسپ هخامنش .،داریوش شاه می گوید این است شاهنشاهی ای که من دارم ؛ ازختن که آن طرف سغد است تا حبشه

(۱ـ ک. ماد، هخامنشی ، اشکانی ، ساسانی ، ن. علی اکبر سرفراز و بهمن فیروز مندی ص ۱۲۵ )،از هند تا سارد که آن را اهورا مزدا که بزرگترین خدایان است به من ارزانی فرمود اهورا مزدا مرا وخاندان شاهی مرا حفظ کند .

در کاخ آپا دانا به غیر از این الواح زرین وسیمین از نظر تزئینات در زمان خود بی نظیر بوده است ازدیگر ویژگی که می شود برای کاخ آپادانا از جهت تزئینات فلزی نام برد و جود درگاه های بسیار بزرگی بوده است که مزین به طلا و نقره و و گل و بوته و نقش برجسته شیر دار که در زمان خود این تزئینات منحصر به فرد بوده است . درداخل کاخ پر از فرشهای نفیس بوده و پارچه های زربافت که اقوام مختلف در آن به گرد هم جمع می شدند و عید نوروز را در آنجا جشن می گرفتند .

خزانه تخت جمشید ۱*

داریوش برای اینکه اقتدار وثروت خود را به اقوام مختلف نشان دهد از این رو درکنارکاخ آپادانا کاخ صد ستون را ساخت تا همه بدانند که داریوش دارای چه قدرت وثروتی است .

دراین تالار انواع شمشهای طلا ونقره وبراده طلا وجود داشته ودر ضمن در گزارشی از آتناتوس مواجه می شویم که از درخت چنارهای طلایی سخن می گوید که کا ملاَ از طلای خالص ساخته شده بودند و سر شاخه های آن در تالار بار عام گسترده بود و این تاک ها و چنارها وظیفه سایه بانی برای شاه هخامنشی را ایفا می کرد البته این تاک تقلیدی از جواهر سازی آشوری زیرا که آشور بانی پال نمونه ای از آن را داشت و هخامنشیان از آن نمونه تقلید کرده بودند پس بنابراین برگرفته از فرهنگ آشوری  بود .

زیرا که آشوری بانی پال همونه ای از آن را داشت و هخامنشیان از نمونه ای تقلیدی کرده بودند پس بنابراین بر گرفته از فرهنگ آشوری بود.

« گنجینه همدان »

یکی از مناطقی که از نظر فلز کاری مورد توجه بوده است همدان امروزی یا اکبتان سابق بوده که پس از شکست اژدی هاک توسط کوروش در سال ۵۵۰ ق.م به دست هخامنشیان افتاده و در زمان داریوش این شهر پایتخت تابستانی هخامنشیان قرار گرفت . در سال ۱۹۲۰٫م در این شهر سودجویان به کمک گنجینه ی دست یافتند که متاسفانه از کشور خارج شده و به دست یک مجموعه دار آمریکایی به نام ویدال قرار گرفت .

یکی از این اشیاء مجموعه کیتبه زرینی است از به نام داریوش دوم هخامنشی و مرکب از ۲۰ خط میخی هخامنشی که به مثابه سنگ اول بنابرای ساختمان کاخی در همدان به کار رفته بود .

(۱ـ ک هفت هزار سال فلز کاری در ایران .ن. محمد تقی احسانی ص ۸۰)اشیای زرین دیگر چون انگشتر ، گوشواره ، مدال هایی با نقوش بر جسته ، سینه ریز ، سنگ های قیمتی و بازوبند ، در سال ۱۹۴۸ .م. همراه با اشیای دیگری از هنر ایران در موزه کر نوچی پاریس در معرض نمایش این آثار گذاشته شد . در سال ۱۹۵۶٫م.م اشیای دیگری به موزه تهران انتقال داده شده که عبارتند از :

۱ـ خنجری از طلا  که انتهای آن مزین به دو سر شیر است

۲ـ سینه ریز طلا با سنگ قیمتی مزین به ۱۰ کله شیر

۳ـ جام طلا  که نام خشایار شاه اغول بر روی آن حک شده به سه زبان عیلامی ، بابلی ، و فرس قدیم

۴ ـ ساغر طلا به شکلی پیکر شیر بالدار

آثار متعدد دیگری هم در همدان پیدا شده که عبارتند از :

۱ـ لوح زرین آریا منه ، جد بزرگ داریوش اول

۲ـ لوح زرین آرشام ، پدر بزرگ او ، این دو لوح به خط پارسی ، عیلامی ، بابلی ، است مانند الواح تخت جمشید متضمن نسب نامه و حدود ایران باستان است

۳ـ الواح زرین و سیمین داریوش اول و دوم

۴ـ لو ح زرین اردشیر دو

۵ ـ بشقاب زیبا با مدال هایی در وسط که با سر گوزن ، گاو نر و شیر زینت داده شده است . تاریخ ساخت این بشقاب اواخر قرن ۶ ق.م است  ویژگی این اثر و جود نقش عقاب است که فرهنگ سکایی بر گرفته شده است.

اکتشاف این آثار۱ـ به دلیل وجود خزا نه خشایار اول در همدان ۲ـ پایتخت هخامنشی بوده ۳ـ اسکندر مقدونی خزانه هخامنشی را از تخت جمشید به اینجا انتقال داده است .

گنجینه جیحون

در سال ۱۸۷۷ در سواحل شنی و خشک رود جیحون در نزدیکی بلخ ترکستان روس ، یا ماورا لنهر سابق پیدا شده است . این گنجینه با این حال که دور از مناطق سکایی پیدا شده ولی دارای لباس های سکاییی هستند معرف این نظرثیه است که عمد تاً اقوام سکایی ساخته شده است. این آثار از طریق کابل و هندوستان و در آخر سر در انگلستان پیدا کرده است.(۱ـ همان ، ص ۸۵)

در میان این آثار اثر پردازش هست که آن گردونه زرینی است که بادو اسب کسیده می شود .دو نفر در این گردونه ایستاده اند یکی ظاهر اً از بزرگان سکایی ودیگری راننده گردونه است این گردونه طلا به شکل ارابه های جنگی و به سبک به ویژه ایرانی ها چرخ  های برگ آنان زرین جواهرات است . ظا هراً در قرن پنجم ق.م ساخته شده است

در میان این اشیای گنجینه جیحون ظروف و زینت آلاتی و جود دارند که هنرمندان سکایی آ ن ها را به سبک هخامنشی ساخته اند . در بعضی از این مجموعه مردان سکایی همانگونه که در سنگ تراشی  های تخت جمشید  حجاری  شد ه اند کشیده شد ه اند.

با ید متمرکز شد که سکایی ها همانگونه که از سنگ نوشته های هخامنشی نوشته شده از تهیه کنندگان طلا برای مصنوعات هنری بوده اند به گفته ی دیگر سکا ها در این عصر طلا را از معادن امرال سیبری به دست آورده اند و جود آثاری چون فرش ، زین آ لات و شمشیر و…..در این مناطق نشان دهنده ارتباط هخامنشیان با آ نها بوده

جام های هخامنشی*۱

جام های زرین و سیمین هخامنشی به سه دسته تقسیم بندی می شود :

۱ـ جام هایی که به شکل سر جانوران ، معروف به جام های شاخ دار

۲ـ جام های مزین به دسته ای از تنه ی کشیده جانوران

۳ـ جام های ساده بدون دسته

۴ـ جا م های لب تخت

جام های معروف به شکل سر جانوران یا شاخ دار

در گذشته اعتقاد داشتند که اگر در جام هایی که مزین به سر حیوانات هستند شربیات خود را بنوشند نیروی آن حیوان در بدن ان روسوخ خواهد کرد که ابتدا این جام ها را انسان از سفال و سپس از مفرغ طلا و نقره می ساخت انتهای این ظروف را ساغر می گفتند . به عنوان مثال برای ساغر های سفالی یا فته شده در دهکده خفتات لو در کردستان که مربوط به ۷۰۰۰  ق.م است .

این نوع جام  ها سه نوع هستند جا مهایی که به صورت خوابیده که حیوان سر خود را داخل دو دستش دارد هستند . و به صورت استوانه ای است و یا نهوع دگری از جا م های که دارای تکیه گاه برروی دسته خود نشسته مانند است جام های خشایار شاه با شیر بالدار که یکی در موزه تهران و دیگری در موزه

(همان ص ۸۶)مترو پولیتن نگه داری می شود و دسته ی آخر  جا مهای بوغی شکل  که به ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد مربوط است و از گل قرمز که مزین به سر حیوان شاخه داری چون گوزن ، گاو ، ……….

جا م های دسته دار

این نوع جام ها نقش برجسته ای خیار مانند هستند که ماد ها از آشورها تقلید کردند از این جام می شود دو نفر بنوشند که در زیر این جام ها دو بست وجود دارد که با باز وبسته کردن این دو بست می شد از ان نوشید.

جام های طلای بی دسته

جام هایی بدون دسته هستند و یا دسته هایی که بدون جام هستند به عنوان مثال کاسه ی طلایی کهع بدنه ی ان نقش برجسته ی خیار مانند دارد و نام داریوش اول بر ان حک شده است و یا ظرف دیگری جام شراب زرین که بدنه اش مثل بدنه ی کاسه گفته شده است که دارای دسته نیستند و جالب ترین معرف این هنر پیکره ی دو بز کوهی مفرغی است که مربوط به یک جام یا کاسه ای مفرغی بوده اند که اکنون در موزه لور پاریس و دیگری در موزه برلین غربی نگه داری می شود .

جا م های لب تخت

جام های لب تخت بر گرفته از فرهنگ تقلیدی  مادی و اورارتویی بود ه اند فرو رفتگی وبرآمدگی های کف این نوع جام که گودی عمیق ندارند و تقریباً مانند بشقا ب های لب تخت امروزی هستند از نقش های خیار مانندی پوشیده که به طوری رنگ و موج شراب در وقت نوشیدن در آن مشهود است .

مسکوکات هخامنشی ۱*

همانگونه که گفته شد مسکوکات و اختراع ان  باعث شد که مبادلات آسان تر و راحت شود و مردم به راحتی با هم معامله و مبادله داشته باشند . اما اولین کشوری که از مسکوکات استفاده کرد به احتمال قوی کشوری می باید می شد که بر سر راه بازگانان و تجار قرار می گرفتند اولین باردر ساردپایتخت لیدی ها که بر سر راه بازرگانی قرار گرفتند استفاده شد و در آنجا سکه زده شد مسکوکات این خطه به خاطر اعتبار در تمام شبه جزیره آناتولی و فنقیه و حتی  عربستان رایج بود .

برخی تصور می کردند که اوملین سکه را داریوش هخامنشی ضرب کرد تا ساترا پ نشینان راحت ترمالیا ت بپردازند اما داریوش بدو آنکه کار و کاسبی لیدی ها را به هم بزند به نام خود سکه ای به نام دریک را ضرب کرد دریک یعنی زریک و این کلمه به معنای زرین است

(همان ض ۸۷)از زمان داریوش اول تا داریوش سوم که حکومتش توسط اسکند مقدونی ویران شد سکه ی دیگری غیر از دریک ضرب نشد وزن این سکه ۴/۸ گرم بود و هیچ کدام از ساتراب تابع هخامنشی اجازه ضرب سکه را نداشته اند در همین زمان سکه ای از نقره ۶/۵  گرم سیکل زده شد و در اواخر هخامنشیان دو دریکی و نیم دریکی هم رایج شد که بسیار نایاب است ووزن آن ۶۵/۱۶ گرم بوده است

دریک اول

داریوش در این دریک به صورت نشسته و کمانی به دست گرفته است شاه ریشه بلندی دارد موهایش پشت سر جمع شده و تاجی با ۵ کنگره بر سر داشته است لباس ویژه پارس بر تن دارد و تیر دانی پشتش آویزان است

نقش چهار سیکل نقره در ساتراب نشین صیدا عصر خشایار شاه طبق نظریه  ارنست بابلیون و هردوت بر اساس سیاست دولت مرکزی بعضی ساترا پیها می توانند سکه ضرب کنند به عنوان مثال کشتی رانی به منطقه صیدا سپرده شد و برای خشایار شاه این منطقه حائز اهمیت است از این رو این منطقه دارای سکه بوده است برروی این سکه ها یک رو ی آن ناو های صیدا بوده است این سکه دسته بند ی های متفاوتی دارد و لی از همه مهم تر دارای لبه ی ضخیم و سبک گراورها عموماً خشن است یک سوی سکه دارای تصویر ناو های صیدا وطرف دیگر تصویر شاهنشاه۹ی ایران است گاهی اوقات تصویر یک ارابه ران با شاه و گاهی اوقات تصویر یک عابر با لباس و کلاه پارس در عقب ارابه در وسط سکه گاهی اوقات نوشته ۹هایی به فنیقی و آرامی نقش برجسته بود

شارل لنورمن این سکه هارا به خشایار شاه نسبت می دهد و وقایع قشون کشی خشایار به یونان را بیان می کنند اسکندر در آخر با جواهراتی که از ایران به دست آورد برخلاف ایرانیان آنهارا ذخیر نکرد بلکه تبدیل به سکه کرد ودر ا مپراطوری رواج داد .

منابع ومآخذ

۱ـ بر گرفته از مقاله ای در مورد قلمزنی از سایت باستان شناسی

۲ـ ک از زبان داریوش ، ن، هاید ماری کخ مترجم دکتر پرویز رجبی صفحات ۸۳تا ۹۵ ، انتشارات نشر کارنگ۱۳۷۷

۳ـ ک هفت هزار سال فلز کاری در ایران ، ن، محمد تقی احسانی ، صفحات ۵۱ تا۸۹ انتشارات علمی فرهنگی ۱۳۸۲

۴ـ ک ، تاریخ فرهنگ وتمدن ایران در دوره هخامنشیان ، ن، عباس قدیانی ، صفحات ۲۳۷ تا ۲۴۰ انتشارات فرهنگ مکتوب

۵ـ ک سیر تکامل تولید آهن وفولاد در ایران جهان ، ن، ناصر توحیدی ۵۷ تا ۸۷ انتشارات امیرکبیر ۱۳۶۴

۶ـ ک ماد ، هخامنشی ، اشکانی ، ساسانی ، ن، علی اکبر سرافراز و بهمن فیروز مندی ۱۱۱تا۱۳۵ انتشارات عفاف۱۳۸۳

 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان

سرگرز-مفرغ-هزاره اول قبل از میلاد
 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
ریتون-نقره-هخامنشیspacer مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان

 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان

تندیس بز کوهی بالدار طلا
 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
تندیس بز کوهی بالدار طلا


7416430235755612018619721422511721613575251 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
تکوک زرین از دوران هخامنشی که در همدان کاوش شده و در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود.

تکوک یا مرغان صراحی یا ریتون ظرف‌هایی بودند که در دوران کهن به شکل جانوران ساخته می‌شدند. تکوک معمولاً آوندی بود زرین یا آهنین به صورت گاو یا ماهی یا مرغ و با آن بیشتر شراب می‌خوردند

تکوک واژه‌ای است از پارسی میانه که امروزه به جز فارسی در زبان‌های ارمنی و گرجی هم به‌جا مانده‌است یونانیان به آن ریتون گفته و هیتیتی‌ها آنرا بیبرو نامیده‌اند. در اعصار پیش و پس از تاریخ بجز در مراسم مذهبی و درباری برای نوشیدن شراب، کاربرد دیگری نداشته و وسیله‌ای تجملی بوده‌است

spacer مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان

SouthArabianCoin1stCenturyCE مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان

coin shapur ii LO مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان

 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان


100945099622 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
013131 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان

elymais tet 814b مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان

coin vologases ii مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
 گلدان-مفرغ-هزاره اول قبل از میلاد
 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
تندیس گیلگمش-مفرغ-هزاره اول قبل از میلاد
 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
گیلگمش-مفرغ-هزاره اول قبل از میلاد
 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
آبخوری کوچک-مفرغ-هزاره
اول قبل از میلاد
 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
گلدان-مفرغ-قرون اولیه اسلامی
 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
خنجر-مفرغ-دوره اسلامی
 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
تبرزین-مفرغ-هزاره اول قبل از میلاد
spacer مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
لیوان با دسته-مفرغ-هزاره اول قبل از میلاد
 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
کلنگ دو سر-مفرغ-هزاره اول قبل از میلاد
 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
ریتون تزئینی طلا با نیم تنه کل(بز کوهی)

 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان

بشقاب-مفرغ

 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
کاسه-مفرغ-هزاره اول قبل از میلادspacer مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
سکه-پارتی-سلوکی
 مقاله ای کامل در مورد هنر در دوره هخامنشیان
سکه نقره کوچک و بزرگ-پارتی-اشکانی

ریتون چیست ؟

یکی از چشم نوازترین و زیباترین دست ساخته های گران سنگ بشر که از دیرباز تا کنون مورد توجه جهانیان قرار گرفته است، «ریتون» می باشد . از زمانی که بشر به قابلیت گل رس پی برد، در اندیشه ساخت ظروف زیبا بر آمد. ریتون ظرفی است که بخش جلویی آن به شکل حیوان و یا انسان در آمده و عموما ازاشکال حیوانات با شاخ منحنی که به عقب برگشته، ساخته شده است. براساس کاوش های باستان شناسی ریتون هایی که در آسیای صغیر یافت شده، نسبت به ریتون های مکشوفه درایران باستان از قدمت بیشتری برخوردار است؛ لیکن ریتون های مکشوفه در ایران از ظرافت و دقت و تکنیک برتری نسبت به ریتون های سرزمین همجوار برخوردار است.
تا قبل از کشف فلز، بشر از گل درساخت ریتون بهره می گرفت. سفال های مکشوفه ریتونی فرم در «تپه مارلیک» و «تپه سیلک» و نیز دیگر مناطق ایران برتری ریتون ایرانی را برهمگان محرز ساخته است.
در دوره هخامنشی ساخت ریتون رشد چشمگیری یافت، و در دوره های اشکانی و ساسانی نیز سیر تعالی پپمود. بطوریکه ریتون ها در این دو دوره از اهمیت ویژه ای برخوردار بودند. بیشترمورخان و باستانشناسان ریتون را یک کالای تجملی پنداشته اند. درحالیکه با نگاهی ویژه به آن در می یابیم که ریتون درمراسم مذهبی و عبادی و آیینی آن اعصار نیز استفاده می شده است.
با توجه به سوراخ های تعبییه شده در بخش ریزش مایعات، این ظرف در مراسم های مذهبی می توانسته مورد استفاده واقع شود. عمده دلایلی که دراثبات این فرضیه باید بدان توجه کرد :
۱_ تعداد محدود ریتون ها در جهان می باشد.
۲_ نوع سبک و اسلوب ساخت آن، که هنرمند به دلیل اعتقادات مذهبی رنج ساخت آن را بر خود هموار نموده است. اگر قرار بود ریتون ظرفی صرفا تجملی و اشرافی و درباری تلقی گردد، بی گمان حفاری های علمی نتیجه دیگری به ما عرضه می داشت. البته این گفتار بدان معنی نیست که حکومت هایی چون هخامنشیان که عمده هنرشان در دربار رشد نمود، از آن استفاده نکرده باشند. بلکه بحث این است که ریتون در مراسم آیینی و برای عبادتگران در مراسم ها استفاده می شده است

عدالت و قانون در زمان هخامنشیان



عدالت و قانون در زمان هخامنشیان

در زمان هخامنشیان به داوری و احقاق حق اهمیت داده میشد، چنانچه به نقل از هرودت مورخ نامی آورده شده است:

«بیش از هر چیز دادگستری مورد توجه ایرانیان بوده است . چنانچه مردی بسیار بزرگ و باهوش که دیوکیس نام داشت میان قوم ماد قد برافراشت.مادها او را در دهکده خود به عنوان قاضی برگزیدند. ساکنان دهکده های دیگر نیز به سوی او شتافتند و دعاوی خود را به داوری او واگذار نمودند.روزی رسید که مردم به هیچکس جز او برای مرافعات خود رو نمیآوردند. سرانجام در یک انجمن همگانی به پادشاهی انتخاب شد.»
و او کسی نبود جز کورش بنیادگذار سلسله هخامنشی.

در عهد هخامنشی قضاوت و داوری زیر نظر شاه انجام می گرفت. مغان و پیشوایان مذهبی مجری قانون و مسئول صدور احکام بودند. مغانها نزد ایرانیان از فرزانگان بشمار می رفتند بطوریکه حتی کسی پیش از آموختن تعالیم مغان به پادشاهی نمی رسید. تمام قدرت و اختیارات منجمله امر قضاوت زیر نفوذ شاه بود شاه امر قضاوت و انتخاب قضاوت را به یکی از دانشمندان سالخورده واگذار می کرد. محاکم به دو دسته عالی و محلی تقسیم می شدند محاکم عالی از ۷ نفر قاضی تشکیل می شد.
قوانین توسط کاهنان وضع می گردید محاکمات از روند خاصی پیروی می کرد که یکی از روندها پیشنهاد سازش از طریق داوری بوده با افزایش حجم امور قضایی گروه خاصی بنام سخنگویان قانون (وکیل امروزی) پیدا شدند که مردم را در کارهای قضایی راهنمایی و ارشاد می کردند روندهای دیگر محاکمات یکی سوگند دادن و اجرای احکام الهی بود.

در محاکمات ، سوگند دادن ، و واگذاشتن متهم به حکم الهی نیز مرسوم بود ، و آن چنان بود که متهم را به کار سختی چون انداختن خویش در رودخانه یا نظیر آن وا می داشتند تا در صورتی که بی گناه باشد از خطر برهد و گرنه جان خود را از دست بدهد….رشوه دادن و گرفتن را از جنایتهای بزرگ می شمردند و مجازات دهنده و گیرنده رشوه ، هردو ، اعدام می شدند.کمبوجیه فرمان داد تا پوست قاضی فاسدی را زنده زنده کندند و برجای نشستن قاضی در محکمه گستردند.آنگاه فرزند همان قاضی را بر مسند قضا نشانید تا پیوسته داستان پدر را به خاطر داشته باشد و از راه راست منحرف نشود.

شاهنشاهان هخانشی مایل بودند بیشتر دعاوی مردم به طریق داوری خاتمه پیدا کند. چنانکه کوروش مقرر داشت بود که اگر کسی محاکمه با دیگری داشته یا نزاعی میان دو نفر روی دهند طرفین با توافق داورانی معین کنند تا به دعوای آنان رسیدگی و پایان دهد.


تنظیم قانون در دولت هخامنشی
در مورد جمع آوری قانون در زمان هخامنشی گفته شده است که:
«در زمان سلطنت داریوش، وی دستور داد که یک قانون مدنی کامل از روی قوانین کشورهای تابعه و قوانین ایران تهیه و مورد عمل قرار دهند که بعدها همان قانون پایه گذار قانونگذاران روم و سایر کشورهای جهان گردید.»
چنانچه افلاطون، قانون ایرانی بعنوان نمونه ای عقل و درایت توصیف شده است.

دادگاه های مختلف در این دوره
عدالت در زمان هخامنشیان توسط دادگاههایی که به ریاست سران طبقات جامعه تشکیل میشد اجراء میگردید، ایشان در آراء و احکام قضایی خود به سنن کهن و قوانینی که «داتا» نامیده میشد استناد میکردند.
دادگاههای رسمی دیگری وجود داشت که داوران آنها به «داته برا» مرسوم بودند و مستقیماً از طرف پادشاه منصوب میشدند و شغل آنان نیز مورثی بود.

استبداد ایرانی یا نظمی اجتماعی ؟

موروثی بودن قضات ، نشان از آن دارد که استبداد ایرانی ، به مفهومی که نزد غربی ها معروف است ،‌ نبوده است . چنانچه وراثت در میان قضات موجب می شده است که نظمی اجتماعی در میان مسۆولین اصلی قضاوت در کشور وجود داشته باشد که خارج از حیطه اختیار شاه بوده است و شاه مجبور به پیروی از آن می بود.
به همین جهت امکان آن نبود که شاه هرکس را که می پسندد و دوست دارد ، نصب کند و از طرف دیگر مجبور بود که کارها و تصمیماتش را با این قضات هماهنگ نماید و از مخالفت با آنها بطور علنی دست بردارد.
راجع به اهمیت عدالت و اجرای آن در عهده هخامنشی منقول است که کورش از زبان استاد خود گفته است:
«عدالت آن است که به مقتضای قانون و حق باشد و هرچه را از راه حق منصرف شود ستم و بی عدالتی است و قاضی عادل آن است که فتوایش به اعتبار قانون و مطابق حق باشد.»

انواع جرائم و مجازاتها در زمان هخامنشیان
در بررسی متون تاریخی چنین به نظر می رسد که پادشاهان از اختیارات بی حد و حصری برخوردار بودند آنان در تعیین نوع مجازات و میزان آن هیچ محدودیتی نداشتند شاه مافوق قانون بود و محدود به صلاحیت خاصی نبوده است عملکرد شاه ناشی از قدرت قانونی بود که تصور می کردند او از جانب خداوند قانون وضع می کند و خود وی نیز اجراء می کند.

در زیر نمونه ای چند از مجازاتهای آن دورانها ذکر خواهد شد:
حق تعیین نوع مجازات و دادن این حق به دیگری: شاه هخامنشی می توانست حق انتخاب مجازات را به هر کسی که می خواست اعطاء کند بدیهی است که در این صورت شاه خود را صاحب مطلق مجازات می دانست در این صورت شخصی که اختیار تعیین مجازات به وی داده می شد هر نوع مجازات شدید یا خفیف را می توانست اعمال نماید و این مجازات مشروع تلقی می شد.

حق تغییر مجازاتها: چون شاه انتخاب نوع و میزان مجازات را حق خود می دانست لذا چنانچه توسط قضاوت وی یا داورانش مجازاتی تعیین می شد که محکوم علیه یا بستگان وی از شخص شاه درخواست تغییر یا تبدیل به نوع دیگر را می کرد شاه اگر مصلحت می دانست این اختیار را داشت که به هر نحو بخواهد عمل نماید.

حق عفو: پادشاه حق داشت هر مجرمی را که می خواست مورد عفو قرار دهد مجازاتها در ایران باستان اصولاً شدید بوده است و تابع ضابطه یا قاعده ی خاصی نبوده است، هر کس در منصب قضا قرار می گرفته (شاه، قضات شاهی، هر کس دیگر مأذون از شاه) و مأمور رسیدگی به دعاوی مردم بود بر اساس میل و اراده شخصی خود تصمیم می گرفت در این دوره از اصول قانون بودن جرم و مجازات که امروزه متداول و از اصول مسلم حقوق در تمام گروههای حقوقی است خبری نبوده است در این دوره دادگستری خصوصی بطور مطلق اجراء می شده است. در دوران هخامنشی بین کیفر و جرم واقع شده هیچ شباهت و تناسبی نبوده است. قضات اختیارات نامحدود داشتند که مجازات کاملاً شدید یا کاملاً خفیف باشد، مجازات می توانست کاملاً خفت آور باشد.

این مطلب را نباید فراموش نمود که شاه خود را حامی مردم می دانست و به شدت بر امور نظارت می کرده است. شاه در حکومت هخامنشیان خود را نماینده اهورامزدا می دانست. داریوش در بند پنجم کتیبه بیستون می گوید : «با اراده اهورامزدا من شاهم» یا در کتیبه دیگری می گوید: « اهورامزدا حامی توانای من است و آنچه را که او به من امر می کند به دست من انجام و اجرا می شود.»

آئین دادرسی و روش محاکمه
در زمان هخامنشیان برای آنکه کار محاکمات به درازا نکشد برای هر نوع دعوی مدت زمان معینی مقرر شده بود که می بایست در ظرف آن مدت حکم صادر شود.
همچنین به طرفین دعوی پیشنهاد سازش از طریق داوری میکردند تا دعوایی که میان انها اتفاق افتاده است توسط داور و به طرفین مسالمت آمیز حل و فصل شود.

سخنان بزرگان


كوروش بزرگ

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد

كوروش بزرگ

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید

كوروش بزرگ

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

كوروش بزرگ

دشوارترین قدم، همان قدم اول است

كوروش بزرگ

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .

كوروش بزرگ

باران باش و ببار و نپرس كاسه های خالی از آن كیست

كوروش بزرگ

از كسانیكه از من متنفرند سپاس،آنها مرا قویتر میكنند.از كسانیكه مرا دوست دارند ممنونم،آنها قلب مرا بزرگتر میكنند.از كسانیكه مرا ترك میكنند،متشكرم،آنان به من می آموزند هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست. و از كسانیكه با من می مانند سپاسگذارم،آنان به من معنای دوست را نشان میدهند

كوروش بزرگ

به تعظیم مردم این زمانه اعتماد نكن،تعطیم آنان همانند خم شدن دو سر كمان است،كه هر چه به هم نزدیك تر شوند تیرش كشنده تر می شود.


سخنان بزرگان

آنان كه با افكاری پاك و پنداری زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا كه جاودانند

كوروش بزرگ

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاك سپارند تا اجزای بدنم خاك ایران را تشكیل دهد

كوروش بزرگ

دست هایی كه یاری میكنند بهتر از لبهایی كه دعا می خوانند

كوروش بزرگ

 خورشید به گیاهی می تابد كه سر از خاك بیرون اورده باشد

كوروش بزرگ

سنگی كه تحمل ضربه های چكش را ندارد لیاقت تندیس شدن را ندارد

كوروش بزرگ

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .

كوروش بزرگ


خداوند این كشور را از دشمن.خشكسالی و دروغ محفوظ دارد


پاسخ به سوال کاربر میهمان (نشانه مار)



پاسخ به سوال کاربر میهمان : خانومعزیزاللهی


با سلام خدمت استاد عزیز
تصویر پیوستی در بغل یک تخته سنگ بزرگ و مسطح قرار داره که روی خود تخته سنگ هم تصویر یک پا حکاکی شده است.  ظاهرا این مار زنگی است وشکل دم آن متفاوت است . روی بدن آن 41 پولک حکاکی شده .اندازه این حکاکی حدود یک متر در 40 سانت است . لطفا راهنمایی بفرمایید . اگر توضیح بیشتر هم می خواهد ، در خدمتم.



دوست گرامی

اولا تبریک می گویم، چرا که شما نشانه یک دفینه ارزشمند را در اختیار دارید. اما باید بسیار محتاطانه آن را دنبال نمایید، چرا که 100 در 100 دارای تله خواهد بود.

شما باید به اندازه 41 گز (هر گز 120 سانت) به سمت دم حرکت نمایید و از سه تل و تپه عبور نموده تا به نشان آخر برسید. این دفینه دارای راهرو و تونل بوده و دفینه در داخل دو اتاقک یا خمره بزرگ قرار گرفته است.سنگ بزرگی درب راهرو را مسدود نموده است که بر روی آن نشانی وجود دارد. تاکید می نمایم که این دفینه دارای بیش از یک تله می باشد و بهتر است ، مواظب باشید.

پاسخ به سوال کاربران (سنگ نگاره و سر لاک پشت)




سوال مطرح شده توسط : سعید
سلام آقای باقری
ممنون میشم اگه نظرتون رو در مورد این تصاویر بدین
سه عکس اول در یک محل هستند و فاصله بینشون چند متره که همگی در یک خط هستن و عکس شماره دو به نظرم عکس یه پرنده شاید که مرغ باشه و جلوش هم یه دایره با یه نقطه داخلش هست.
و
عکس های 5و6 هم در یه منطقه هستن و عکس 5 به نظرم سر لاک پشته و 6 هم سری مثل سر اژدها هستش ؟
خیلی ممنون از وبلاگ مفیدتون

با تشکر








دوست گرامی

اولا عکس 1 و 2 را نمی توانم درست تشخیص دهم و به همین دلیل نظری در مورد آنها ندارم، ولی در مورد عکس سوم باید عرض کنم که به سمت پایین سنگ 4 قدم بزرگ بردارید تا نشان آخر که یا یک سنگ بزرگ یا یک تل کوچک سنگی می باشد را بیابید و از سمت پایین کمی متمایل به سمت راست آن شروع به حفاری نمایید ( آنجا باید یک قبر وجود داشته باشد)

در مورد عکس 4 و 5 هم باید عرض کنم که این خود تقریبا نشان آخر محسوب گشته و ورودی آن بسیار نزدیک است و با دقت به نشانه ها و نیز کتاب جدید بنده (رمزنامه گنج ور) و همچنین ویژه نامه جوغان ها می توانید راه ورودی را بیابید.

در مورد عکس آخر نیز بدلیل فرسایش نظر قطعی نمی دهم.

یک نکته و داستانی پند آموز  درباره




   داستانی قدیمی که انگار هیچگاه تکراری نمی شود!!!؟   

دوستان گرامی

بهتر نیست به جای امتحان راه های غلط و تکراری ، یکبار هم که شده با استفاده از تجارب افراد اهل فن و مجرب ، لذت پیروزی و رسیدن به موفقیت را تجربه نمایید؟!



سوال مطرح شده توسط کاربر میهمان: mehdi ms
با سلام خدمت استاد عزیز.
بنده به تازگی با شما آشنا شدم و اخیرا به موضوعی برخورد کردم که انگیزه تهیه کتاب رو درون من ایجاد کرد ولی بدلیل شوق زیاد در کشف حقیقت از شما خواهش دارم راهنمایی لازم را در حق بنده مبذول فرمایید.
عکس های ارسالی مربوط به منطقه ای در دشت بوده که نزدیک آنها دو تپه بزرگ است . این مجسمه ها درون یک کوزه در زمین بوده که درون سوراخ دایره ای شکل نیز یک تکه پوست که دارای خطوط میخی است وجود داشت.
حال اینکه این مجسمه شکل چه حیوانی است بنده نمیدانم و اگر امکان وجود بار است بفرمایید تا مجددا مزاحم شما شوم.از لطف شما صمیمانه سپاسگذارم.






دوست گرامی،
اگر واقعا با دستان خود این موارد رو آنهم از درون یک کوزه بیرون آورده اید ، به شما تبریک می گویم و شما با کمی سختی و مرارت حتما به دفینه ای ارزشمند آنهم متعلق به دوران اسلامی خواهید رسید و این سنگها و آن پوست نسخه و نشانی دقیق محل دفینه بوده و
باید عرض کنم که اولا دفینه دارای تله فیزیکی خطرناک و مرگ آور بوده و جهت آموزش دیگر دوستان عرض می نمایم که آن سنگ گرد سوراخ دار به ما می گوید که درون چاهی که فاصله و مکان آن را تعیین نموده است، نشان دیگری خواهید داشت که با احتساب خطوط موازی روی دایره و جمع آن به عدد 11 می رسیم که نشان دهنده کلمه وجب است (با استفاده از حروف ابجد: 6+3+2 ) و حال آنکه سنگ دومی یا بقول شما مجسمه، شکل کلی یک دست آنهم دست چپ بوده که اصطلاحا به آن وجب گفته می شود ولی خود این دست سند مهمی می باشد و با دقت بر روی آن خطوطی نامحسوس را میتوانید کشف نمایید که نشان از وجود تله و راهرویی دارای اتاقهایی و البته مسدود شده را دارد و در آنسوی آن نیز (کف دست) محل قرار گرفتن کوزه و راهنمای شما تا مکان دفینه با در نظر گرفتن نقشه و نسخه پوستی ، می باشد و خود شست نیز نمایانگر سر یک مار دارد.
نوشته روی سند پوستی هم یک رمز و کد می باشد که میبایست در کنار هم رمزگشایی گردد و در نهایت کلا کار بسیار پیچیده و رمز و راز گونه ای را در پیش خواهید داشت.

به شما پیشنهاد میکنم که بی تجربه و بدون استاد اهل فن اقدامی ننمایید و قبل از هر چیز نسخه و مدارکتان را رمزگشایی نمایید.
چنانچه خواهان رمزگشایی کامل این اناد توسط بنده هستید، بنده فقط برای رمزگشایی چنین موردی 6 میلیون تومان دریافت می نمایم و برای حضور در محل برای دو هفته، جداگانه 14 میلیون تومان دریافت می نمایم و با اکیپ کامل متشکل از افراد و لوازم و تجهیزات مورد نیاز در محل حاضر می گردم. البته تمامی مخارج اسکان و خورد و خوراک اکیپ با خود شما خواهد بود.
در صورت تمایل به ادامه کار با بنده تماس بگیرید. همراه: 09333536180

پاسخ به سوال مشترکان (سنگ قبر دختر و سنگ نگاره ها)




 

پاسخ کارشناسی به سوال مشترک باشگاه : kim max

کد اشتراک : fk12XXX

بنام ایزد منان

با سلام خدمت استاد ارجمند

لطفا در مورد عکسهای ارسالی بنده  با اعلام نظر ، ما را راهنمایی بفرمائید .










دوست گرامی

شما در قالب یک سوال یک گالری عکس برای من فرستاده اید و متاسفانه همین امر باعث اخلال در کار اعضاء می گردد، لذا بنده به اختصار به سوالاتتان پاسخ می دهم:

عکس اول بسیار مهم و ارزشمند است، چرا که سنگ قبر و نشانه مقبره ای را می بینید که در آن یک زن که دختر رییس قبیله و طایفه ای می باشد و احتمالا دارای جهیزیه و لوازمی ارزشمند و هدایا می باشد. باید به سمت نگاه وی بررسی گردد و سپس حفاری نمایید.

در مورد عکس های دیگر هم با توجه به کوچک و قابل حمل بودنشان ، نمی توانند علائمی جهت دفینه باشند.


پاسخ به اعضاء باشگاه : (نشانه درخت کهنسال)



پاسخ کارشناسی به سوال مشترک باشگاه:آقای ابراهیمی

با سلام خدمت استاد.

استاد این درخت میتونه نماد دفینهباشه؟

اگر هست باید در کدام سمت درخت جستجو کنم؟





دوست عزیز
بله می تواند نشان دفینه باشد، بشرطی که نشانه های دیگری هم همراه آن باشد، از قبیل، سنگ بزرگ در نزدیکی آن و چشمه ای کهنسال و یا یک دختر دیگر کهنسال و یا اینکه تل ها یا تپه ای در نزدیکش باشد.
در آنصورت قابل بررسی می باشد.

قیمت گذاری تعدادی اشیاء باستانی

قیمت تعدادی مهر سنگی ساسانی


 


دوره ساسانیان، ایران باستان. 1700 الی 1400 سال قبل. مهر از سنگ عقیق  رنگ مسی ، حکاکی یک دراز گوش با بینی کشیده. نسبتا سالم! قطر 19 میلی متر است. قیمت خرید تقریبی 150 هزار تومان




دوره ساسانیان، ایران باستان. 1700 الی 1400 سال قبل. مهر از سنگ هماتیت ، حکاکی حیوان خم شده. نسبتا سالم! قطر 15 میلی متر است. قیمت خرید تقریبی 150 هزار تومان




دوره ساسانیان، ایران باستان. 1700 الی 1400 سال قبل. مهر از سنگ عقیق رنگ مسی ، حکاکی یک انسان چهار پای بالدار افسانه ای. تعمیری شکسته! قطر 21 میلی متر. قیمت خرید تقریبی 180 هزارتومان



دوره ساسانیان، ایران باستان. 1700 الی 1400 سال قبل. مهر از سنگ هماتیت ، حکاکی یک حیوان شاخدار احتمالا گوزن. سالم دارای ترک! قطر 13 میلی متر. قیمت خرید تقریبی 150 هزارتومان



دوره ساسانیان، ایران باستان. 1700 الی 1400 سال قبل. مهر از سنگ عقیق رنگ مسی ، حکاکی یک آتشدان پایه دار. نسبتا سالم! قطر 22 میلی متر. قیمت خرید تقریبی 130 هزارتومان



دوره ساسانیان، ایران باستان. 1700 الی 1400 سال قبل. مهر از سنگ عقیق کرم شفاف ، حکاکی یک ستاره 6 پر. نسبتا سالم! قطر 17 میلی متر. قیمت خرید تقریبی 100 هزارتومان


توضیح اینکه قیمت تمامی موارد فوف در آمریکا  پنج برابر این مبالغ می باشد.


پاسخ به اعضاء باشگاه: (نشانه صلیب و مثلث سوراخ دار و سنگ حامله)




پاسخ کارشناسی به سوالمشترک باشگاه: آقای بیگناه

 

سلاموعرض ادب  به استاد بزرگوار خودم یک سری عکس از مکانهای مختلف به حضورتان بهنمایشمیذارم لطفا یاری بفرمایید

عکس اول در مورد یک مقبره سنگی باعلایم سنگ دوربین دربالای مقبره و سنگ مثلث در وسط صخره واگر اشتباه نکنم به شکل یک درب وسنگ لوزی مشاهده میشود. احتمال وجود تله در چه مرحله ای دارد عکس دوم در مورد مثلث با جوغن گرد همانطور که در کتاب فرموده اید پدر پسر روح القدوس روی یک تخته سنگ بزرگ به شکل صندوق حکاکی های مربع ونوشته هایی مشاهده میشود که صلیب منفی 

سه مزار از هم فاصله دار به شکل مثلث از هم را تشکیل داده اند (R1/R2/R3)


لطفا راهنمایی کنید 
عکس سوم توپی وسط دو شیر قرار گرفته

به نظرشما ما را به ارزو میرساند

 








دوست من

محل مذکور دارای یک مقبره و یا مقبره هایی بسیار ارزشمند می باشد.

شما 100 در 100 در این مکان موفق می شوید. شما فعلا مابقی نشانه ها رها کرده و درست باید محلی را که در عکس زیر علامت زده ام ، را با یک دستگاه نقطه زن چک نمایید.حتما ابتدا با یک دستگاه نقطه زن چک کنید بعد اقدامات بعدی را انجام دهید.زیرا ممکن است در صورت عدم وجود سرباری در مراحل بعدی به این نشانه نیاز داشته باشید البته امکان وجود سر مال وجود دارد. سپس به سمت فلش زرد رنگ حرکت نمایید و به ترتیب علائم را دنبال نمایید. حتما باید در این منطقه موفق شوید، شک نکنید.

ضمنا در زیر همان صخره که مثلثی سوراخ دار که در احاطه مربع هایی می باشد، مقبره ای می باشد. عمق آن زیاد است ولی دارای مقبره ای است متعلق به خانمی اشرافی و هدایایی گرانبهاء دارد و اگر از دهانه درب مقبره حفاری نمایید ، به مراتب بهتر می باشد.




پاسخ به سوال کاربران (گنج اشرف افغان و غنایم جنگی)



سوال مطرح شده توسط کاربران: علیرضا

سلام اقا فرید

یه سوال داشتم بیشتر جنبه تاریخی داره عده ای خاص تو منطقه ما که میشه بین جاده اراک وخمین دنبال دفینه ای به اسم گنج اشرف میگردن 

تو تحقیقات که انجام دادم دیدم در برخی منابع امده که زمان اشرف افغان تو این منطقه جنگی بین اشرف وسپاه عثمانی در گرفته و  نهایت به شکست عثمانی با سه هزار کشته انجامیده.
به نظر شما این جنگ میتونه به وجود امدن دفینه ای رو باعث بشه
وسوال که برای خودم پیش اومده اینه که در این جنگ وجنگهای مشابه که اتفاق میافتاده با کشته ها چکار میکردن
اونارو انتقال میدادن یا همونجا دفن میکردن و با وسایلشون چکار میکردن
خوشحال وممنون میشم اگه در این مورد اگه اطلاعاتی دارید در اختیار ما بزارید با تشکر از شما

اولا کشته های دشمن تماما وسایلشان غارت می گشت و به عنوان غنیمت بین سربازان خودی تقسیم می گشت و سربازان کشته شده خودی گاهی به زادگاهشان انتقال داده می شدند و گاهی نیز در همان منطقه نقطه ای خوب و مناسب را برای تدفین آنان انتخاب می نمودند.
ولی در کل در منطقه مورد نزاع و جنگ ادوات و لوازم جنگی و ظروف و لوازم شکسته و حتی اجساد پراکنده و بدون آیین تدفین انسانها و حیوانات و نیز بقایای آتش و ذغال در عمق کم بسیار دیده می شود و حتی گورهای دسته جمعی یا چاههای پر از سنگ نیز دیده می گردد.
در مورد دفینه یادشده هم باید عرض کنم غنایم و پول و جواهرات مازاد و غیر قابل حمل و نقل در نزدیکی آن محل یا در مسیر بازگشت سپاه در محلی مخفی می گشت و در آن نقطه می بایست نشانه ای مانند یک بارگاه یا امامزاده ای با نام و عنوان خاص در نزدیکی چشمه ساری یا چند تل کوچک با نشانه هایی ویژه یا سنگهای غیر متعارف و غریب، یافت گردد.

توضیح اینکه برای دفن و مخفی نمودن این دفینه معمولا از سربازان و اسرای دشمن استفاده می گشته و در نهایت خودشان نیز در چند مرحله کشته شده و اجساد کاملشان یا سر یا اجزای بدنشان به عنوان نشانه در زیر خاک گذاشته می گشته است. ضمنا عمق این قبیل دفینه ها بسیار زیاد و حتما دارای تله نیز می باشند.

پاسخ به اعضاء باشگاه : (نشانه انسان، جوغان و مقبره مهم)



پاسخ کارشناسی به سوال مشترک باشگاه: آقای محمدی


با سلام به خدمت استاد گرانقدر جناب آقای باقری

ضمن تشکراز مطالب ارز شمند سایت و وبلاگ خوبتون ،

احتراما چند عکس ارسال می کنم در صورت امکان راهنمایی بفرمائید  بر روی تصاویر موقعیت آنها را نوشته ام تصویر 2 بر روی نوک کوه حکاکی شده تصویر 3 جوغان با فاصله حدودا 15 متری  تصویر 2  کنده شده است  ضمن تشکر  خواهشمندم از قراردادن همه تصاویر خصوصا تصاویر1, 2, 5, 7 بر روی سایت خود داری فرمائید ( مزید امتنان خواهد بود) مجداد تشکر می کنم.






دوست گرامی
عکسهای شما دارای توضیحات درست و جامع نمی باشد و آدم رو سر در گم می نماید ولی محل مذکور 100 در 100 دارای دفینه است و آن سنگ حکاکی شده (2) یک نماد دینی و حکومتی می باشد و به سمت نگاه و دست انسان بروید تا نشان بعدی را بیابید و سپس چنانچه نشان جوغان فوق باشد به سمت جلو مجددا حرکت نمایید تا نشان بعدی را بیابید و نهایتا اگر به تصویر جوغان های پهلوی سنگ که در فوق مشاهده می نمایید رسیدید درست جلو و زیر آن را حفاری نمایید.

شما آنجا کاری سخت در پیش دارید و عمق اتاقها (احتمالا 2 اتاق و حداکثر 3 اتاق) بسیار زیاد است و در زمان حفاری شما علائم لازم را مشاهده خواهید نمود.

و آخر اینکه اون قسمت حوض مانند در عکس 7 محلی است که از آنجا سنگهایی مکعبی بریده شده و در امارت زیرین مورد استفاده قرار گرفته است و توجه داشته باشید که پس از رسیدن به اتاق خالی اول یا نمازخانه و نیایشگاه، شما نا امید نشوید ، چرا که دو اتاق مستتر در دیواره های آن باید بیابید که یکی مقبره و دیگری محل هدایا و امانات است. موفق باشید

تذکر و نکته ای مهم در گنج یابی






فقط با دقت و بررسی دقیق اطراف منطقه مورد گمانه خود و به دور از یاس و هرگونه نا امیدی می توانید تبدیل به یک گنج پژوه موفق شوید.

سوال مطرح شده توسط کاربر میهمان : مجذوب


سوال مطرح شده توسط کاربر میهمان : مجذوب

باسلام
من يك نسخه 10 برگي از جنس پوست داخل يك غار كه يك حوض مانند داخل آن وجود داشت زير آن حوض پيداكردم كه عكس يك پادشاه كه روي صندلي نشسته و ريتون و عصا دستش مي باشد و در صفحات بعدي عكس حيوانات و سرباز مي باشد و خط آن نیز ميخي است ميتوانيد توضيحي راجع به آن، به من بدهيد؟
به نظر من عكس متعلق به يكي از پادشاهان هخامنشي است.
منتظر جواب شما هستم - باتشكر
 
دوست گرامی
موردی که شما می فرمایید، برای من بسیار حیرت آور بوده و این مورد خود یک گنج بشمار می آید!! چرا که بنده و همچنین بسیاری از اساتید دانشگاهی و ... که می شناسم، هیچیک تاکنون به چنین موردی برنخورده ایم !!؟
یعنی نسخ پوستی که متعلق به دوره هخامنشی باشد و روی آن نیز خط میخی کار شده باشد!

معهذا بهتر است عکس آن را آپلود نموده و در بخش نظرات بگذارید تا بررسی لازم را انجام دهم و سپس به شما پاسخ کامل تری بدهم.
ضمنا به شما اطمینان می دهم که به هیچ عنوان تصاویر ارسالی از چنین مواردی را به نمایش عموم نخواهم گذارد.

سوال مطرح شده توسط مشترک جدید: مجتبی



سوال مطرح شده توسط مشترک جدید: مجتبی


لطفا نظرتون رو در مورد عکس زیر بگید. هرچند فکرنکنم وقت به ما هم بدید!؟

مشترکیم و پکیج هم خریدیم!






دوست خوب و عجول بنده!!
هر چند به شما هم حق میدهم ، ولی قبول بفرمایید که تراکم کارهایم به حدی زیاد است که مرا سردرگم کرده است! لذا با تمام اوصاف این مورد را پاسخ گفتم تا بروید انشا ا... دست پر برگردی. (حداقل منفعتش برای من هم کم شدن یک طلبکار همیشگی است!!)
و اما پاسخ شما مثبت بوده و عکس ارسالی شما یک نوع سنگ صندلی محسوب می گردد و به امید خدا دارای یک و شاید دو دفینه خوب و دم دستی می باشد.
اگر به دقت تعاریف سنگ صندلی را در پکیج یک مطالعه فرمایید، واقعا نیازی به استعلام از بنده نداشته و ندارید! با این وجود عرض میکنم که هم در داخل این سنگ احتمال وجود سر باری است و هم در سمت راست صندلی کمی جلوتر، که در زیر نشان میدهم.
شایان ذکر است که می بایست در آن نقطه نیز نشان آخری گذارده باشند. (موفق باشی)

پاسخ کارشناسی به سوال مشترکباشگاه: آقای خسروی



پاسخ کارشناسی به سوال مشترکباشگاه: آقای خسروی

 کد اشتراک  MRC3XXXX

استاد گرامی، آیا از روی این عکس ها می توان محل دقیق حفاری را مشخص کرد؟ اگر قابل تشخیص است لطفا برای ما محل دقیق را مشخص بفرمایید


اولا از اینکه کمی دیر پاسخ شما داده شد ، واقعا متاسفم و امیدوارم با تمهیدات آتی این مشکل بوجود نیاید.

و اما در مورد سوال شما باید بگویم که از این قبیل عکسها نمی توان چیز درستی متوجه شد و بنده معتقدم که اون سوراخ (جوغان مد نظرتان) جوغان نیست و طبیعی بوده و بر اثر ریزش آب از روی آن صخره ها در طول مدتی طولانی تشکیل یافته و فرسایش تلقی می گردد و به همین ترتیب عکس آبراه هم طبیعی بوده لذا نظر بنده منفی میباشد.


پاسخ به سوال مطرح شده عضو باشگاه: فرانک



پاسخ به سوال مطرح شده عضو باشگاه: فرانک

کد اشتراک AZ1XXXX

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی آقای باقری
عکس و فیلم عقاب می باشد.(من این عکس و فیلم ها رو 3 هفته پیش از طریق نیمباز ارسال کرده بودم ولی بعلت اینکه توضیحاتش به صورت علامت سوال آمده بود از طریق ایمیل ارسال کردم)
این عقاب همان گونه که در تصویر می بینید با غار 4 الی 5 متر فاصله دارد این غار در اوایل یک سوراخ کوچک بود بعد که ورودی رو باز کردیم ا متر که جلوتر رفتیم زیر خاک در عمق نزدیک به 1 متر یک کوزه پیدا کردیم که توش پر خاک بود کوزه کمی متمایل به سمت چپ بود وزیر کوزه یک تخته سنگ گذاشتم بودند.توی فیلم چند تا جوغن بزرگ رو می بینید ودر قسمت بالا هم یک جای وجود دارد که به نظر بنده احتمالا طناب یا چیزی مانند اونو بهش گره زدند و به پایین رفتند یک متر به سمت چپ جوغن ها یک چیزی شبیه به هواکش وجود دارد که توی فیلم قابل رویت هست .جلوی غار هم منطقه باز قرار دارد (روستا )

لطفا راهنمایی کنید اگر تله دارد نوع تله و عمق تقریبی اونو هم مشخص کنید با سپاس فراوان از شما


دوست گرامی

باید عرض کنم محل شما بسیار خوب بوده و فقط باید به چند نکته توجه داشته باشید، اول اینکه محل مورد اشاره دارای تونل ، چاه و تله می باشد و باید کاملا هوشیار باشید و از بی خیالی بپرهیزید.

محل موصوف در تمام طول حفاری به شما علائمی نشان خواهد داد و اگر دقت نمایید، انگار با یک نسخه پوستی در حال حفاری هستید! پس باید به کوچکترین تغییرات و نشانه ها (حتی سنگهای کوچک و سفالهای شکسته) دقت کافی بنمایید.

برای ادامه حفاری، می بایست به سمت پایین و متمایل به سمتی که کوزه خوابیده یا کج بود بروید و یا 3 برابر اندازه آن و یا حداکثر 10 برابر اندازه کوزه به نشان بعدی بر خواهید خورد و ضمنا با دیدن ماسه و استخوان ریز ریز دست از کار بکشید، چون این اخطاری برای یک تله ریزشی است.

یا اگر شیء یا سنگ و یا خشتی دیدید که زیر یا روی آن کوزه ای است ، با دقت عمل کنید و زود چیزی را بیرون نکشید.

ضمنا اگر کمی دقت کنید در روی عکس زیر مشاهده می نمایید که حتی نقشه راه را هم برایتان توصیف نموده اند!

در هر حال این کار کمی سخت و به مانند یک پازل می باشد و باید قذم به قدم پیش بروید. موفق باشید

سوال مطرح شده توسط کاربر میهمان: ارش




سوال مطرح شده توسط کاربر میهمان: ارش

سلام استاد هزینه محصولات کمی بالاست بنده فقط 50 تومن دارم من میخواهم جیز حسابی از شما بخرم ولی 50 تومن فکر نمیکنم دردی از من روا کنه چون من تو این حفاری نشانه خدم موندم شنیده ام شما 1 بار سوال را جواب میدید بنده بعد 30 سانت کندن سنگ چین دایره ای وسط تخت سنگ به صخره یک تیکه بر خوردیم و هرچی با کلنگ ضربه زدیم فقط صدای تو خالی میداد میشه یک کمکی بکنید خیلی هزینش زیاده دارم جمع میکنم از شما چیز با ارزشی بخرم ولی در این مورد نشانه کمکم کنید من یک شنبه میرم حفاری اگر نتونم انجا خونه سازی میشه گنج از دستم میره کمکم کنید 21 قدم درختچه فاصله داره کردستان منطقه . داره خونه سازی میشه کمکم کنید
- با تشکر





آقا ارش
اولا نمی خواد واسه خرید پول جمع کنی چون این کار هم مثل هر کار دیگه نیاز به سرمایه داره و من هم نمی توانم به شما دروغ بگم و بخاطر مصلحت و پر کردن جیبم ازت پولی بگیرم ، پول تو خوردن نداره و 100 در100 تو گلوی خورنده گیر میکنه!!
ولی این کمک رو بهت میکنم و به شما میگویم که از ظاهر عکسها می توان برداشت کرد که محل موصوف یک قبر می باشد و این قبیل قبور به این صورت هستند که دور تا دو آن یا دهانه ورودی آن را با سنگ و لات می چینند و بر روی آن یک تخته سنگ بزرگی می گذارند.
نمونه ای از این نوع قبرها را می توانید در مناطقی همچون کردستان، هشترود در آذربایجان، ارتفاعات خطیر کوه در مازندران، اطراف فیروزکوه در استان تهران و ... بیابید.
شایان ذکر است که این قبرها معمولا اکثرا دارای دفینه و اشیاء چشمگیری که مورد خواست من و شما باشد را ندارند و تعداد کمی از آنها در هر قبرستان وجود دارند که نسبتا اشیاء قابل قبولی دارا می باشند.

سوال مطرح شده توسط مشترک باشگاه: آقای فتحی



سوال مطرح شده توسط مشترک باشگاه: آقای فتحی

کد اشتراک : mrb4XXXX

سلام

استاد این عکس ها رو ببینید و فقط بگین که کدوم بهتره

و لطفا شرایط خودتون را اعلام کنید



دوست گرامی

من باید خدمتتان عرض کنم که اکثر موارد شما خوب است و چند تا از آنها ارزش کاوش دارد و در مورد پیشنهاد شما باید عرض کنم که شما لطف کنید، ابتدا مبلغ 10 میلیون تومن بابت حضور بنده و اجاره تجهیزات لازم به حساب بنده یا آقای شریفی واریز بفرمایید تا بنده برای مدت یکهفته به منطقه شما بیایم و در کنار شما باشم و ضمنا چنانچه بخواهم تا آخر کار حضور داشته باشم، به ازا، هر هفته اضافه، ابتدا هر هفته مبلغ 5 میلیون تومن حق الزحمه دریافت می نمایم.

اگر آمادگی دارید، حداکثر تا پایان این هفته باید به من اعلام بفرمایید.

پاسخ کارشناسی به سوال مشترک باشگاه:آقای کریمی



پاسخ کارشناسی به سوال مشترک باشگاه:آقای کریمی

کد اشتراک mrpXXXXX


با سلام استاد عزیز و محترم که احترام کاربر رو میگیری و به یه سوال هم شده پاسخ میدی..ممنونم ازتون!!!!!
من شکارچی هستم در جنگل های اطراف ساری و بر حسب اتفاق اینها رو  پیدا کردم و دارم تحقیق میکنم   عکس  آنها را ارسال میکنم لطفا راهنمایی کنید  لازم به توضیح است عکس یک تا چهار در یک شیب ملایم به سمت بالا یعنی تقریبا غرب به شرق  با فاصله حدودا 70 تا 80 متر از هم قرار دارند.که عکس قاشق یعنی عکس چهارم آخرین ان و در بالاترین نقطه یعنی شرقی ترین نقطه  هست بعد از قاشق دو تا تل وجود دار یکی نزدیک به قاشق سمت چپ یعنی شمال ، دیگری سه متر عقب تر و سمت راست یعنی جنوب ، در ضمن عکس 5 نمای کامل و عکس 6 تل جنوبی نسبت به سنگ است که تل درازی است که در امتداد شمال به جنوب هست و نقطه ای که با فلش و سه ستاره مشخص شده پشت این نقطه همان سنگ قاشق وجوددارد حال این سوال مطرح است:ایا نشانه بار میباشد؟بار قاشق چه میتواند باشد  و در کدام قسمت قرار دارد؟؟؟؟ با کمال تشکر ..لطفتون هم فراموش نخواهد شد






دوست گرامی
محل مذکور متشکل از تعدادی قبر و مقبره بوده و حتما دارای هدایا نیز می باشند و بهترین کار این است که به ترتیب و بدون برهم زدن علائم مشغول به حفاری شوید.

به این نکته توجه داشته باشید که جوغان وقتی در پهلوی سنگ قرار می گیرد ، معمولا نشانه آخر می باشد و وقتی شیاری در کنارش باشد که یک سمت آن گشادتر از سمت دیگر است، منظور این است که در امتداد سر گشادتر باید راه ورودی را بیابید و احتمالا این قبرها به صورت پور (دارای راهرو و تونلی کوتاه) می باشند و از بالا زمین بکر بنظر می رسد.
اون علامتی که شما آن را قاشق نام نهاده اید هم مقبره ای است که راه آن از سمت دسته قاشق پیدا میگردد و می بایست به سمت درازای آن حرکت نمایید تا نشان آخر را آنجا بیابید.
توضیحات بیشتر را می توانید در کتابچه رمزنامه گنج ور ملاحظه نمایید.
موفق باشید.

پاسخ کارشناسی به سوال مشترک باشگاه:آقای کرامتی




 

پاسخ کارشناسی به سوال مشترک باشگاه:آقای کرامتی

با کداشتراک mrb3XXXX


سلام و درود به استاد گرامی و عزیزخودم

من کوچیک شما کرامتی  هستم چون 4روز قبل 5عکس فرستادم جوابی ندادید گفتم شاید دوست نداشتید جواب بدید دوباره مزاحم شدم بابت این عکس های  جدید لطفا نظرتون بگید خدا بچه تونو نگه داره - دست بوس شما کرامتی









آقای کرامتی عزیز

اولا از لطف شما ممنونم و باید عرض کنم که بحث دوست داشتن من نبوده و نیست و فقط تراکم کار و متاسفانه بیماری ناخواسته هم مزید بر علت شده تا بنده نتوانم همچون گذشته پاسخگو همه باشم و نهایتا به استحضار می رسانم که این مواردی را که هم اکنون رویت نموده ام می بایست بیشتر بررسی نمایم و لطف کنید عکسهایی از روی بدن شتر و همچنین تعیین شمال و جنوب و ... آن برایم ارسال نمایید تا شما را بهتر راهنمایی نمایم.